گنجور

حاشیه‌ها

مرجان مرادی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

مولانا در این غزل از فنا و نیستی سخن می‌گوید 

در بیت دوم به حیات اصلی اب اشاره می کنه که مقام ذات حق هست ، یعنی همه حیات از آب است، حالا خود آب از چیست؟ 

چون عدم هیچ به اواز میا یعنی مثل نیستی و عدم ادعا نداشته باش، آواز نخوان یعنی انقدر جلب توجه نکن

و در بیت اخر اشاره به وجود راز در هستی دارد که اگر فاش شود دیگر راز نیست و اینکه ماهیت راز این است که هرگز فاش نشود.

فرهود در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۹ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

بله دیده‌ام، با تمام احترامی که برای زنده‌یاد دستگردی و اثر ارزشمندشان قائل هستم باید بگویم معنایی که من نوشته‌ام درست‌تر است.

یزک‌دار‌ی ز لشکر‌گاه خورشید

عنان افکند بر برجیس و ناهید

همان یک‌شخص کاین را ساز کرده

همان انجم‌گری آغاز کرده

 

این دو بیت درباره یک یزک‌دار است که تصمیم به مسابقه چوگان می‌گیرد اما ایشان ‌«یزک‌داری» را فرماندهی در نظر گرفته‌اند و این دو بیت کلا طور دیگری تفسیر شده است.

در معنای بیت اولی، ایشان نوشته‌اند: «‌یزک‌داری کردن و پیشروی کردن از لشکرگاه خورشید‌» را خسرو و شیرین در اختیار گرفتند. در حالیکه بیت یعنی یک یزک‌دار‌ از لشکرگاه خورشید (که منظور لشکریان خسرو است) عنان‌افکند و قصد کرد که «برجیس یا ناهید؟» نماید. اما ایشان عنان‌افکندن را اختیار در دست داشتن معنا کرده‌اند. و «یای» پس از یزک‌دار را یای مصدری در نظر گرفته‌اند.

یزک‌دار‌، طلایه‌دار بخشی از یک لشکر بوده و یزک‌داران یقینا سوارکاران ماهری نیز بوده‌اند. در اینجا به این جهت یک یزک‌دار پیشنهاد مسابقه چوگان را می‌دهد که می‌خواهد مهارت سوارکاران را بیازماید. در مسابقه چوگان، داور سوار بر اسب است و در اینجا «انجم‌گر» و داور نیز خود اوست.

در معنای بیت دوم هم زنده‌یاد دستگردی نوشته‌اند که «خسرو یک‌تنه یزک‌داری ساز کین کرد» در حالیکه معنی درست‌تر این است که همان یزک‌دار که‌این (موضوع مسابقه چوگان‌) را ساز کرد و قصد کرد همان شخص انجم‌گری (و داوری) کرد.

در حدی که من یافته‌ام زنده‌یاد دهخدا نیز معنای انجم‌گری را در این بیت،  مجازا «حیله‌گری» نوشته‌اند که به‌نظر درست نمی‌رسد.

معنای درست انجم‌گری در اینجا «داوری‌ِ بازی» است. زیرا بخت و اقبال تیم‌ها را برای بُرد و باخت رصد می‌کند.

در حاشیه نسخه زنده‌یاد دستگردی «کین» نوشته و معنا شده که درستش «که این» است. چنانکه در بالاتر نوشتم مرجع ضمیر «این»، مسابقه چوگان بین ناهید و برجیس است در بیت قبل. اگر منظور از یزک‌دار خسرو باشد (که نیست) چرا باید برای دیدن مسابقه یا رفتن به مسابقه چوگان «ساز کین» بردارد. بنابر این «که‌این» درست است.

ساز کرد در بیت دوم یعنی قصد کرد.

باید اضافه‌کرد که قدردانی از زحمات این اساتید لازم است و در حال حاضر به نظر صاحب‌نظران بهترین نسخه خمسه نظامی، تصحیح زنده‌یاد دستگردی می‌باشد.

پیروز باشید.

دوستدار در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ:

بابک،

در ماجرا فراز می کنیم، در میخانه سخن فراخ گشاده،  دل قوی دار اندک اندک می پرستان می رسند!

برایت و برای دانشی مرد سخنگزار  کیخا ( کیخا همان کدخداست که گویا کتک خدای بوده است و کتک یا کتیک کلبه هایی که نیاکان چادر نشین بر می کرده اندهنوز هم ؟ من شبی در یکی از آنان به سر کرده ام) چند واژه ارمغان آورده ام.   پگاهی  ناشتایی را می گویند همان صبحانه.   سر تراش خانه.  ؟۱ زیباست نه ؟ و حاجت خانه که آبریزگاه است واین از سمرقند کاغذ سازان می آیداز پارسایان خوارزم و ملیح صورتان بخارا نیز خواهم گفت.

تندرست و شادکام بوی

مجید کاظم زاده در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۱ - صفت شیرویه و انجام کار خسرو:

کسی بر ناربن نارد لگد را

که تاج سر کند فرزند خود را

میگه درخت انار قدر و منزلت به این دلیل بالاست که میوه که همان فرزند خودش است را بالا نگه می‌دارد مثل تاج سر

ولی توت به این دلیل همهگان به آن لگد می‌زنند که فرزندانش را بر زمین می اندازد

سیّد مبین محدثی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ غزالی » کیمیای سعادت » عنوان مسلمانی » عنوان اول - در شناختن نفس خویش » عنوان اول (در شناختن نفس خویش):

در جمله، هیچ چیز به تو از تو نزدیک‌تر نیست

در کل،هیچ چیز....

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۳ در پاسخ به كيادرويش دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:

کسی کاو هوایِ فریدون کند / دل از بندِ ضحّاک بیرون کند

به قول حافظ:

خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اضداد / دیو چو بیرون رَوَد  فرشته درآید

صحبت: هم نشینی

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲:

کج کند ره ، چُو یکی مست به بازار افتد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲:

شیخ را گو ، ز حسَد کِیک به شلوار افتد،

صادق در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱:

چقدر این شعر زیبا و دل نواز است و چه اندازه به شعر زیبای حافظ نزدیک است که"" فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم...... 

محمد توکلی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت:

بدوستی که جهان جای کامرانی نیست 

معنی مصرع کاملا واضحه 

یعنی قسم به دوستی که جهان جای خوشگذرانی و عیش و عشرت نیست 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲:

بو که تعبیری رود بر چینِ زلفت ، روز و شب،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲:


عشقِ او بر ما ، ز عشقِ ما بر او افزونتر است،

فریدون قاسمی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۷ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

بسیار عالی. 👏👏👏

بابک چندم در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

@ فرهود

آیا تفسیر آقای دستگردی در پایین تصویر نسخه چاپی را دیدید و اینگونه نوشتید؟

امیرحسین فیض در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

هست امیدم که علیرغم عدو...فیض عفوش ننهدبارگنه  بردوشم.....

چه آرامم میکنداین شاه بیط توحافظ 

امیرحسین فیض در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

ترسناکترین سقوط سقوط ازخویش است زیرازمان سقوط تمام نیرویت درمقابل خودت ازدست داده ای ومایوس شدی ازخودت....این بده

امیرحسین فیض در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

اعتقادی بنماوبگذربهرخدا....

عقیده خودراوادارکردیم به مصالحه بانفس .حقیقت رامنکرمیشویم وباکی نداریم ازوجدانمان. بهانه هایمان برای تمام زشتی ها کافیست وقتی عدالت به نفع مان نیست

امیرحسین فیض در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

شاه شوریده سران خوان من بی سامان  را .

دقیقا احوال مردم زمانه ماست که انچه درمرام ومسلک میپسندند نمی توانندعملی کنند ودربینابین عقیده وجبردرنبردباخودیم.

الف رسته در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۳ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق:

خداوندی = پادشاهی

صداع = دردسر

دو بیت بعد از می‌گوید: بندگی و سلطنت معلوم شد.

الف رسته در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق:

اشاره به آیهٔ قران است: لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ

تثلیث یا خدای سه گانه اب این روح القدس ترسایان است  و در این جا یعنی کافر شدن و روی از مسلمانی برتافتن است.

۱
۵۹۰
۵۹۱
۵۹۲
۵۹۳
۵۹۴
۵۶۵۸