شهلا در ۱ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۸ در پاسخ به مجتبی الام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۳:
با سلام،
مدتی نمی شد ، در گنجور مشارکت داشته باشم ، بدلیل گذرواژه و ...
اما در باره قَصَبْ و قصب پوش ، و فصب پیچ، خوانش آن با غصب فرق داره ، (به خوانش قصبه نزدیکه ، به معنی زمین، یا واحد قصب، که برای اندازه گیری زمین ست)
امّا در پاسخ به معنی قصب پیچ و قصب پوش
قصب پارچه ی ظریف کتانی ست که برای قباء ، حجاب و جامه ء چاک دار (قصب سه دامنی) برای پوشش و احتمالاً استتار و حفاظ استفاده می شده است،
شب چون قصب سیاه پوشید
خورشید قصب ز ماه پوشید
(شب که حریر سیاهش را پوشید، خورشید لباس ماه بتن کرد.)
ادامه:
آن شیفتهء مه ِ حصاری
چون تار قصب شد نزاری
(از خمسه لیلی و مجنون نظامی)
که هلال باریک ماه را به تار قصب تشبیه کرده است.
جای دیگر می گوید:
نشسته لعل داران قصب پوش
قصب بر ماه بسته لعل بر گوش
چه تشبیهاتی بی نظیر که درس واره اند!
آیا مقصود قبا پوشانی اند که بر پشت اسب و استر (لعل داران) نشسته اند؟ و بر سر و صورت خود، دستار، یا بالای سر خود سایه بان نهاده اند؟
می توان اینرا گفت چون جای دیگر به تشبیه دیگری از نظامی بر می خوریم:
به کردار کله داران چون نوش
قبا بستند بکران قصب پوش
(زمان گذشته بر شتر یا اسب ...، هم حجابی، جدا از زین،
می پوشاندند، نه؟)
الف رسته در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۲ - وفات یافتن قیصر روم و رزم کسری:
بیت ۹۷
چنین گفت کای پرخرد مایه دار // چهل من درم هرمنی صدهزار
در چاپ مسکو ص ۲۹۸ ( که گنجور از روی آن است) در پا ورقی سه نسخهٔ دیگر را هم نقل کرده است چنین است
چهل مر درم، هر مری صد هزار
در چاپ خالقی مطلق ج ۷ص۴۳۵ چنین است:
«چهل مرّه، هر مرّهیی صد هزار»
خالقی مطلق اختلاف نسخهها را در حاشیه آورده است و بیشتر آنها «مر» است.
جاپ ژول مول:
چهل مر درم، هر مری صد هزار
خالقی مطلق نسخهٔ بنداری ( که ترجمهٔ عربی شاهنامه است) را نیز در حاشیه آورده است، اربعة آلاف الف یعنی چهار میلیون درهم.
اگر بیت را مطابق متن چاپ مسکو بگیریم چهار میلیون درهم چهل من است و هر منی هم صدهزار درهم.
باید جستجو کرد که وزن درهم انوشیروان چند گرم بوده است. برای سادگی آن را ده گرم فرض بکنیم یک من میشود هزار کیلو یعنی یک تن، فکر نمیکنم که قپان کفشگر یک تنی بوده است.
اگر فرض کنیم وزن درهم ۲ گرم بوده است بار هم یک من کفشگر ۲۰۰ کیلو میشده است پس معلوم میشود که واژهٔ «من» در این بیت باید به «مر» شود که در نسخههای خطی هم چنین است.
Khishtan Kh در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۵:
فغان کامروز دم سی سال ماراست
نه فرزند و زن و اموال ماراست
یکی دارد زنی،آنم عجب چیز
و بر ناچیز مردم میشود هیز
یکی نابرده هرگز ساعتی رنج
ز الطاف پدر شد صاحب گنج
من ناچیز که اموالی ندارم
نظر بر لعل خوشخالی ندارم
چنان دیده به مه رویان ببستم
که برآنند مبادا خواجه هستم
گر از ارث پدر چیزی ببیختم
ز پابند تجرد میگریختم
کو بدتر زمن وضعش خراب بود
همی بدتر ز من بختش بخواب بود
کنون هم که مرا سربار گشته ست
شریک مزد هر برج کار گشته ست
ز فرط بیکسی با جیب خالی
پناه بردم به معشوق خیالی
چو عنقا را بلند است آشیانه
شدم قانع به تخم مرغ خانه
دگر اندر سرم فکری به زن نیست
درون سینه ام حب وطن نیست
مهدی سیدی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ میرزاده عشقی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۲۵ - زبان سرخ:
یکی از رمانهای خوب جناب رضا جولایی، کتاب ماه غمگین، ماه سرخ است که درباره روزهای پایانی حیات عشقی و ترور اوست. در سرآغاز کتاب به بخشی از این ابیات اشاره شده است:
زبان سرخ... بیرق خون است
رمان مذکور، خواندنی است.
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۳ - ذکر ذالنون مصری رحمة الله علیه:
سلامتِ جسم(تن درستی) در اندک خوردن است، و سلامتِ روح(روان درستی) در اندکیِ گناه.
مهرداد ت در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:
بسیار عالی
میثم رمضانی عنبران در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۳:
نظر من اینه که
در بیت دوم باید به جای «چنین هم» از «چنینم» استفاده می شد
مجید ملک محمد در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در مدح خواجه ابو یعقوب یوسفبن احمد:
اگر دوستان صلاح بدانند بیت 37 اصلاح شود با توجه به شرح علامه دهخدا؛ ذیل گائیدن
گائیدن. [ دَ ] ( مص ) آرامیدن. آرمیدن. جماع کردن
هر روز عروسیت فرستد ز ثنا لیک
چونانکه بخوانیش نه چونانکه بگائی.
سنائی.
رضا از کرمان در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۴۷ در پاسخ به AJS Saddiqi دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
سلام
در جایی دیدم زیر شعر نوشته بود بسطامی در همین حد ولی یقینا از مولوی نیست متاسفانه عدهای در اینترنت وفضای مجازی باعث انحراف اذهان عمومی میگردند. خلاصه هر گردی گردو نیست.
بهزاد اسدی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۷ - مرثیه:
آیت الله علوی نقل می کند:علامه طباطبایی(صاحب تفسیر المیزان) با شنیدن این بیت گفتند:ای کاش ایرج میرزا این بیت (ثواب آن) را به من میداد تا من المیزانم را به او میدادم.
تفسیر المیزان از معتبرترین تفسیرهای قرآن است.
امیرعلی داودپور در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:
در این کلام لسان الغیب بخصوص از بدگویی تحذیر داده شده است
نکته دوم که به طور کل در مورد شعر باید اضافه شود، نخست اینکه شاعر باید از گزافه گویی پرهیز کند، دوم خواننده باید اشعار را با دقت ویژه مطالعه کند.
از جمله تفال مرحوم رئیسی به دیوان حافظ در دیدار با اردوغان، تو گویی که منهج عدل برای دیگران است و برای ما نیست. لیک باید دانست که اینگونه نیست و هر کسی باید کلام و شاهکار را با پرهیزکاری مطالعه و نیز عنوان و منتشر کند
دورِ فلکی یکسَره بر مِنْهَجِ عدل است
خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل
حافظ گرامی بر شستشوی دفتر خویش اقرار میورزد، و گمان میرود که ایشان بسیاری از اشعار بدخواهانه خود را برخلاف مولانای گرامی نابود کرده باشند از اینرو مفتخر به لقب حافظ گردیده است.
بشوی اوراق اگر همدرسِ مایی
که عِلمِ عشق در دفتر نباشد
سحر در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۰ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶:
🌹
محمد! در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۵۷:
بیت ششم:
فیلسوفی گفت: اندر جانب هندوستان
حکمتی دیدم نوشته بر در بت خانهای
علم فلسفه و حکمت دو علم مستقل از هم هستند و به جز دانشمندان مسلمان و نیز دانشمندان دو سه قرن اخیر ، همیشه بین این دو گروه افتراق و اختلاف در حد نزاع وجود داشته است.
داستان معروف گالیله را حتما شنیده اید.
گالیله حکیم بود و به دست کلیسائیان که به فلسفه پایبند بودند به اعدام محکوم شد.
به نظرم وجود سه کلمه فیلسوف، حکمت و بتخانه در این بیت به صورت معنی داری به کار نرفته اند. و این نشان می دهد که شاعر با تعریف علمهای فلسفه و حکمت آشنا نبوده است.
مثل این است که بگوییم:
شیمی دانی گفت که بر سر در یک بیمارستان دیدم که یک فرمول کیمیا برای تبدیل مس به طلا نوشته شده بود. (شیمیدانها اصلا کیمیاگران را قبول ندارند چه برسد به این که بخواهند نظراتشان را منتشر کنند!)
این موضوع احتمال اینکه به قول رضا سامی عزیز، شاعر این ابیات از سنتی گراهای معاصر باشد را تقویت میکند.
من هم نتوانستم با نسبت دادن این ابیات به ابو سعید کنار بیایم.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحهها » شمارهٔ ۴۳:
تا تهی جام ■ باقیات ■ ز مدار مه و مهر،
باقیات نمی تواند باشد
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحهها » شمارهٔ ۴۳:
کسوتِ عمرِ تو تا این خُمِ فیروزه نگون،
محمد! در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲:
مصرع آخر:
باش که از ما هم فتد اندر جهان افسانه ای
فعل «باش» به معنی «منتظر اتفاقی بمان» ، «مترصد باش» , «پایش کن»
حافظ:
من اگر خوبم اگر بد تو برو خود را باش
انوری:
باش تا صبح دولتت بدمد
چنانکه در ادبیات عامه مثلاً می گویند:
«یارو رو باش» یعنی او را بپا ، کارهای او را بنگر
و فکر میکنم ریشه این فعل از «بودن» نیست بلکه «باشیدن» مصدر مستقلی به این معنی است.
تا نظر اساتید چه باشد.
سامان سامانی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
معنای بیت ششم در پیوند و اتحاد با بیت پنجم است. یعنی گوی که اختیاری ندارد و هر جا چوگان او را براند میرود و از او نباید پرسید که حال و روزت چرا چنین است و از چوگان باید پرسید که او میراند. اما چوگان استعاره از زلف معشوق است نه خود معشوق و نکته بیت همین است. جای دیگر سعدی فرموده است:
عنبرین چوگان زلفش را گر استقصا کنی
زیر هر مویی دلی بینی که سرگردان چو گوست
سُنباد در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۴ - سخن دقیقی:
چه خوب میشد اگر به جای سخن در مورد سندیت بیت ها ، پیرامون محتوا دیدگاه مینوشتیم.
امیر نصر در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۴:
سلام
سرگشتهٔ کوئی شدم آشفتهٔ موئی شدم
حیران مه روی شدم هذا جنون العاشقیندر عشق گشتم بیقرار زنجیر من شد زلف یار
چشم خرد از من مدار هذا جنون العاشقینگشتم زعشق دوست مست شستم زغیر دوست دست
تا رو نماید هر چه هست هذا جنون العاشقینفقط کسی که زلف یار رو دیده میفهمه هیچ زنجیری محکمتر از آن نیست
هذا جنون العاشقین
امیر رحیمی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ حمیدالدین بلخی » مقامات حمیدی » مقدمة الکتاب: