گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)» - صفحهٔ ۳۵

 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

ای بلبل جان چونی اندر قفس تنها

تا چند درین تنها مانی تو تن تنها

ای بلبل خوش الحان زان گلشن و زان بستان

چون بود که افتادی ناگاه بکلنجها

گویی که فراموشت گردیده درین گلخن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱

 

از جنبش این دریا هر موج که برخیزد

بر والوی جان آید بر ساحل دل ریزد

دل را همه جان سازد، جان را همه دل آنگه

جان و دل جانانرا با یکدیگر آمیزد

جان و دل جانان را با یکدیگر آن لحظه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

ای آخر هر اول و ای اول هر آخر

ای ظاهر هر باطن و وی باطن هر ظاهر

انوار جمال توست در دیده هر مومن

آثار جلال تست در سینه هر کافر

فی صورت اعیان و فی کسوت اکوان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۴

 

افسرده دلان شورت نادیده بسر دارد

زین پردۀ شورانگیز خوش آنکه خبر دارد

عالم بدرت پویان دیدار ترا جویان

ربی ارنی گویان آهنگ سفر دارد

ای نفس عزاز بلی رو سجدۀ آدم کن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۰

 

ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زن

چنگی بکف آر چنگ نائی تو هم آن نی زن

مطرب تو هم از در مست باز آی و برافشان دست

گاه از بم و گاه از پست باهنگ طرب پی زن

تا عمر بود باقی باز آی ز زرّاقی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۴

 

امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داری

از سوز درون ما مانا که خبر داری

ساقی قدح می ده با یاد جم و کی ده

زود آر و پیاپی ده گر پاس سحر داری

از خون رزان ما را مستی نشود حاصل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷

 

گودست کشد از ناز این نرگس طنّازت

مردم همه را کشتی دیگر که کشد نازت

دل برده بیک عشوه لعل لب شیرینت

جان برده بیک غمزه چشم خوش غمّازت

کردیم نخستین گام در راه تو ترک کام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۴

 

ساقی قدحی در ده تقریب و تعلل چیست

ایام بهار آمد بی باده نشاید زیست

در فصل گل سوری رایج شد می هر چند

این جنس بود ممتاز مخصوص بفصلی نیست

مستند ز لعل او کل خاصه بنی آدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹

 

دل هیکل توحید است دل مظهر ذات حق

دل منبع تجرید است دل مظهر ذات حق

دل عرش مجید او دیدش همه دید او

کو دید و ندید او دل مظهر ذات حق

تختی بصفات شه کی بود و که شد آگه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵

 

از غصّه دلم خون است در گوشهٔ تنهائی

آخر نه مسلمانی است تا چند شکیبائی

یک ره ز اسیر خویش احوال نمی پرسی

مُردَم به سر بالین یک بار نمی آئی

اندر خور ما آمد این خرقه درویشی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری
 

وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۵

 

یا میکده را دربند این رند شرابی را

یا چشم بپوش امشب مستی و خرابی را

تا گرد وجودم را بر باد فنا ندهد

از دست نخواهد داد این آتش آبی را

یکباره پریشان کرد ما را چو پریشان کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحدت کرمانشاهی
 

شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵

 

با سلسلۀ زلفی دل میل بسی دارد

در قید جنون او را سودای کسی دارد

ای شیخ مکن عیبم از عشق پریرویان

هر کس به هوای خود میل و هوسی دارد

بر نالۀ من هر شب نالید سگ کویش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابراهیم شاهدی دده
 

جلال عضد » دیوان اشعار » غزلیّات » شمارهٔ ۲۶۶

 

ای برگ گل سوری! از خار مکن دوری

از خار مکن دوری، ای برگ گل سوری!

آن را که تو منظوری در چشم جهان ناید

در چشم جهان ناید آن را که تو منظوری

ای دوست به دستوری در پای تو می میرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال عضد
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱ - غم تنهایی

 

ای بر قد و بالایت از خوبی و رعنایی

گردیده نگه حیران در چشم تماشایی

بازآ که کشید آخر عشق تو به رسوایی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

غروی اصفهانی » دیوان کمپانی » مدایح و مراثی » مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام » شمارهٔ ۱۲ - مخمس غزل شیخ سعدی در مصیبت

 

رفت اصغر شیرینم ز آغوشم و دامانم

برگ گل نسرینم یا شاخۀ ریحانم

آن غنچۀ خندان را من غنچه نمی خوانم

آن دوست که من دارم و آن یار که من دانم

شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محمدحسین غروی اصفهانی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۹

 

ای روی دلارایت آتش زده در جانها

درد غم سودایت سرمایه دورانها

چون از غم عشق تو صد جامه جان چاکست

عشاق چه غم دارند از چاک گریبانها

صد طایر جان هردم پروانه صفت سوزد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۳

 

بر روی دل افروزت هر کو نظر اندازد

چون شمعش اگر سوزی با سوز درون سازد

با هر که ز طنازی یک لحظه بپردازی

بیکار ز خویش آید با عقل نپردازد

این دولت آن عاشق کز روی سرافرازی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۲

 

ای در همه عالم پنهان تو و پیدا تو

هم درد دل عاشق هم اصل مداوا تو

با ما چو درآمیزی گویم ز سر مستی

ما جمله توایم ای جان یا خود همگی ما تو

در کسوت هر دلبر هم چهره تو بنموده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

قائم مقام فراهانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۶ - در موعظه به نایب السلطنه و نا به سامانی اوضاع آذربایجان

 

جانا نفسی آخر فارغ ز دو عالم باش

نه شاد ز شادی شو نه غم زده از غم باش

وارسته ز کفر و دین آسوده زمهر و کین

نه رنجه و نه غمگین نه شاد و نه خرم باش

نه عید جهان افروز چون روز خوش نوروز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قائم مقام فراهانی
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۵

 

چون یار برقص آید من مطربی آغازم

ور من بسماع ایم یارست نوا سازم

از مهر رخش گردد ذرات جهان رقصان

در جلوه چو می آید آن دلبر طنازم

در حسن رخ جانان جان گشت چنان حیران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اسیری لاهیجی
 

[صفحهٔ اول] … [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶]