ای روی چو خورشیدت تابان ز همه اشیا
ز آئینه هر ذره حسن رخ تو پیدا
از پرتو روی تو پیداست همه عالم
وز مهر جمال تو ذرات جهان شیدا
در آینه رویت شد جمله جهان ظاهر
هم مظهر حسن تست گر صورت و گر معنی
از نور رخت روشن گر کعبه و گر مسجد
وز کفر خم زلفت پیداست کلیساها
شد کون و مکان روشن ز انوار جمال تو
ای نور رخت پیدا از دنیی و از عقبی
در بحر وصال تو غرقست همه عالم
گر مؤمن و گر کافر گر جاهل و گردانا
آزاده ز هر قیدی مانند اسیری شو
تا حسن رخش بینی پیدا ز همه اشیا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از زیبایی و نورانی بودن چهره یک محبوب سخن میگوید. شاعر با توصیف محبوب، آن را به خورشید و آیینه تشبیه میکند و میگوید که از درخشش چهره او، زیبایی همه جهان نمایان است. همچنین اشاره میکند که همه موجودات به عشق و زیبایی او شیدا و مجذوب هستند. وجود محبوب به گونهای است که نه فقط در ظاهر، بلکه در باطن نیز مظهر زیبایی است. شاعر تأکید میکند که همه انسانها، چه مؤمن و چه کافر، در دریای عشق و وصال این محبوب غرق شدهاند و برای دیدن زیبایی او، باید از قید و بندها آزاد شوند.
هوش مصنوعی: ای چهرهات مانند خورشید درخشان است و زیبایی تو در همه چیز نمایان است. از هر آینه و هر ذره، جلوهای از جذابیت چهرهات دیده میشود.
هوش مصنوعی: تأثیر درخشان چهره تو بر کل جهان مشهود است و زیبایی تو باعث شده که تمامی اجزاء جهان شیفته و مجذوب شوند.
هوش مصنوعی: در آینه چهرهات، تمام زیباییهای دنیا به نمایش درآمده است. تو خود نمایانگر زیبایی هستی، چه از نظر ظاهر و چه از نظر معنی.
هوش مصنوعی: از روشنی چهرهات، هم کعبه و هم مسجد پر نور میشوند و از تاریکی موهای تو، کلیساها نیز نمایان میگردند.
هوش مصنوعی: کائنات و هستی به سبب زیباییهای تو روشن و نورانی شده است، ای نور چهرهات که در این دنیا و آن دنیا نمایان است.
هوش مصنوعی: تمام جهانیان، چه مؤمن و چه کافر، چه جاهل و چه دانا، در دریای وصالت غرق شدهاند.
هوش مصنوعی: خودت را از هر گونه محدودیت آزاد کن، مانند یک اسیر که به آزادی رسیده است تا زیبایی حقیقت را در همه چیز ببینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وَغَنّیٰلِیَ مِنْقَلْبی
وَ غَنَّیْتُ کَما غَنّیٰ
وَکُنّا حَیْثُ ما کانوا
و کانوا حَیثُ ما کُنّا
ای طلعت تو نیکو وی قامت تو زیبا
زلفین تو چون عنبر، رخسار تو چون دیبا
از ماه سما دارای افروخته تر چهره
وز سرو سهی دارای افراخته تر بالا
کاشانهٔ شخص تو زیبد که بود جنت
[...]
ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
پیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با ما
ای چرخ تو را بنده وی خلق ز تو زنده
احسنت زهی خوابی شاباش زهی زیبا
دریای جمال تو چون موج زند ناگه
[...]
ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا
آسوده درو والا، آهسته درو شیدا
در وی سر سرجویان گردان شده از گردن
در وی دل جانبازان تنها شده از تن ها
بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلی
[...]
امشب من و تو هر دو، مستیم، ز می اما
تو مست می حسنی، من، مست می سودا
از صحبت من با تو، برخاست بسی فتنه
دیوانه چو بنشیند، با مست بود غوغا
آن جان که به غم دادم، از بوی تو شد حاصل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.