فی مقامی این کیف، این این
این علم، این حال، این عین
این فرق، این جمع، این بعد
این قرب، این وصل، این بین
ذاتنا عن وصف اطلاق و قید
مطلق ماعندنا زین وشین
لیس آثار لغیری فی الوجود
فی شهودی کل کشف عین زین
کل عین قلت هذا غیرنا
فهو عینی لاتقل للعین غین
قداضائت شمسنا کل الظلام
مایری الخفاش ضعفا نور عین
ان یکن اخفاء سرستة
یا اسیری قل وکشفی فرض عین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفاهیمی فلسفی و عرفانی میپردازد. شاعر از جنبههای مختلف وجود، علم، حالت و نسبتهای گوناگون صحبت میکند. او به رابطۀ میان ذات و وصف، مطلق و مقید اشاره کرده و به نوعی به وحدت وجود و روشنایی در برابر تاریکی پرداخته است. در پایان، با تأکید بر کشف حقیقت و آمادگی برای افشای رازها، به خواننده دعوت میکند که به درک عمیقتری از وجود و الهام برسد.
هوش مصنوعی: در این موقعیت، این خوشحالی و شعف، این دانش، این حالت، این حقیقت وجود دارد.
هوش مصنوعی: این تفاوت، این اتحاد، این دوری و نزدیکی، این پیوستگی، این فاصله.
هوش مصنوعی: ما از وصف و مشخصات رهایی داریم، آنچه دربارهمان بیزین و زیباست، فراتر از محدودیتها و قید و بندها است.
هوش مصنوعی: هیچ نشانهای از غیر در وجود من نیست؛ در مشاهداتم، هر کشفی عین زیبایی است.
هوش مصنوعی: هر چه را که تو به من میگویی، این غیر از ماست، زیرا آنچه من میبینم، نظر خودم است. به چشم کسی دیگر نگو که چیست.
هوش مصنوعی: نور خورشید ما تمام تاریکیها را روشن کرده است، و نمیتواند خفاش که ضعیف است، چشمش را به روشنی عادت کند.
هوش مصنوعی: اگر رازی را پنهان کردهای یا در بند هستی، بگو و آن را نمایان کن، زیرا این کار ضروری است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گیتیت چنین آید، گردنده بدین سان هم
هم باد برین آید و هم باد فرودین
ای تاخته از غزنین ناگه زده بر سقسین
چونان که به صید اندر بر کبک زند شاهین
در زیر عنان تو آن ابر فلک جولان
در زیر رکاب تو آن برق نجوم آگین
بر باره چو گردون رانده همه شب چون مه
[...]
ای دو لب تو بستد ای دو رخ تو نسرین
نسرین تو پر سنبل در بسد تو پروین
هستم ز دل و دیده ای به ز دل و دیده
بیچاره آن بسد نظاره آن نسرین
ای ترک بدیع آئین عشقم تو شد آئینم
[...]
در دیر شو و بنشین، با خوش پسری شیرین
شکر ز لبش میچین، تا چند ز کفر و دین؟
ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین
یا رب چه سبک روحی بر چشم و سرم بنشین
ای تاج هنرمندی معراج خردمندی
تعریف چه می باید چون جمله تویی تعیین
هر ذره که می جنبد هر برگ که می خنبد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.