گنجور

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱ - آغاز سخن

 

بسم‌الله الرحمن الرحیمهست کلید در گنج حکیم
فاتحه فکرت و ختم سخننام خدایست بر او ختم کن
پیش وجود همه آیندگانبیش بقای همه پایندگان
سابقه سالار جهان قدممرسله پیوند گلوی قلم
پرده گشای فلک پرده‌دارپردگی پرده شناسان کار
مبدع هر چشمه که جودیش هستمخترع هر چه وجودیش هست
لعل طراز کمر آفتابحله گر خاک و حلی بند آب
پرورش‌آموز درون پرورانروز برآرنده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲ - (مناجات اول) در سیاست و قهر یزدان

 

ای همه هستی زتو پیدا شدهخاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کایناتما بتو قائم چو تو قائم بذات
هستی تو صورت پیوند نیتو بکس و کس بتو مانند نی
آنچه تغیر نپذیرد توئیوانکه نمردست و نمیرد توئی
ما همه فانی و بقا بس تراستملک تعالی و تقدس تراست
خاک به فرمان تو دارد سکونقبه خضرا تو کنی بیستون
جز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳ - (مناجات دوم) در بخشایش و عفو یزدان

 

ای به ازل بوده و نابوده ماوی به ابد زنده و فرسوده ما
دور جنیبت کش فرمان تستسفت فلک غاشیه گردان تست
حلقه زن خانه به دوش توایمچون در تو حلقه به گوش توایم
داغ تو داریم و سگ داغدارمی‌نپذیرند شهان در شکار
هم تو پذیری که زباغ توایمقمری طوق و سگ داغ توایم
بی‌طمعیم از همه سازنده‌ایجز تو نداریم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۴ - در نعت رسول اکرم

 

تخته اول که الف نقش بستبر در محجوبه احمد نشست
حلقه حی را کالف اقلیم دادطوق ز دال و کمر از میم داد
لاجرم او یافت از آن میم و دالدایره دولت و خط کمال
بود درین گنبد فیروزه خشتتازه ترنجی زسرای بهشت
رسم ترنجست که در روزگارپیش دهد میوه پس آرد بهار
کنت نبیا چو علم پیش بردختم نبوت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج

 

نیم شبی کان ملک نیمروزکرد روان مشعل گیتی فروز
نه فلک از دیده عماریش کردزهره و مه مشعله داریش کرد
کرد رها در حرم کایناتهفت خط و چار حد و شش جهات
روز شده با قدمش در وداعزامدنش آمده شب در سماع
دیده اغیار گران خواب گشتکو سبک از خواب عنان تاب گشت
با قفس قالب ازین دامگاهمرغ دلش رفته […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۶ - نعت اول

 

شمسه نه مسند هفت اخترانختم رسل خاتم پیغمبران
احمد مرسل که خرد خاک اوستهر دو جهان بسته فتراک اوست
تازه‌ترین سنبل صحرای نازخاصه‌ترین گوهر دریای راز
سنبل او سنبله روز تابگوهر او لعل گر آفتاب
خنده خوش زان نزدی شکرشتا نبرد آب صدف گوهرش
گوهر او چون دل سنگی نخستسنگ چرا گوهر او را شکست
کرد جدا سنگ ملامت گرشگوهری از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۷ - نعت دوم

 

ای تن تو پاک‌تر از جان پاکروح تو پرورده روحی فداک
نقطه گه خانه رحمت توئیخانه بر نقطه زحمت توئی
راهروان عربی را تو ماهیاوگیان عجمی را تو راه
ره به تو یابند و تو ره ده نه‌ایمهتر ده خود تو و در ده نه‌ای
چون تو کریمان که تماشا کنندرستی تنها نه به تنها کنند
از سر خوانی که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۸ - نعت سوم

 

ای مدنی برقع و مکی نقابسایه نشین چند بود آفتاب
گر مهی از مهر تو موئی بیارور گلی از باغ تو بوئی بیار
منتظرانرا به لب آمد نفسای ز تو فریاد به فریادرس
سوی عجم ران منشین در عربزرده روز اینک و شبدیز شب
ملک برآرای و جهان تازه کنهردو جهانرا پر از آوازه کن
سکه تو زن تا امرا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۹ - نعت چهارم

 

ای گهر تاج فرستادگانتاج ده گوهر آزادگان
هر چه زبیگانه وخیل تواندجمله در این خانه طفیل تواند
اول بیت ار چه به نام تو بستنام تو چون قافیه آخر نشست
این ده ویران چو اشارت رسیداز تو و آدم به عمارت رسید
آنچه بدو خانه نوآیین بودخشت پسین دای نخستین بود
آدم و نوحی نه به از هر دویمرسله یک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۰ - در مدح ملک فخرالدین بهرامشاه بن داود

 

من که درین دایره دهربندچون گره نقطه شدم شهربند
دسترس پای گشائیم نیستسایه ولی فر همائیم نیست
پای فرو رفته بدین خاک دربا فلکم دست به فتراک در
فرق به زیر قدم انداختموز سر زانو قدمی ساختم
گشته ز بس روشنی روی منآینه دل سر زانوی من
من که به این آینه پرداختمآینه دیده درانداختم
تا زکدام آینه تابی رسدیا ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۱ - خطاب زمین بوس

 

ای شرف گوهر آدم به توروشنی دیده عالم به تو
چرخ که یک پشت ظفر ساز تستنه شکم آبستن یک راز تست
گوش دو ماهی زبر و زیر توشد صدف گوهر شمشیر تو
مه که به شب تیغ درانداختستبا سر تیغت سپر انداختست
چشمه تیغ تو چو آب فراتریخته قرابه آب حیات
هر که به طوفان تو خوابش بردور به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه

 

منکه سراینده این نوگلمباغ ترا نغمه‌سرا بلبلم
در ره عشقت نفسی میزنمبر سر کویت جرسی میزنم
عاریت کس نپذیرفته‌امآنچه دلم گفت بگو گفته‌ام
شعبده تازه برانگیختمهیکلی از قالب نو ریختم
صبح روی چند ادب آموختهپرده ز سحر سحری دوخته
مایه درویشی و شاهی درومخزن اسرار الهی درو
بر شکر او ننشسته مگسنی مگس او شکر آلود کس
نوح درین بحر سپر بفکندخضر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۳ - گفتار در فضیلت سخن

 

جنبش اول که قلم برگفتحرف نخستین ز سخن درگرفت
پرده خلوت چو برانداختندجلوت اول به سخن ساختند
تا سخن آوازه دل در ندادجان تن آزاده به گل در نداد
چون قلم آمد شدن آغاز کردچشم جهان را به سخن باز کرد
بی سخن آوازه عالم نبوداین همه گفتند و سخن کم نبود
در لغت عشق سخن جان ماستما سخنیم این […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۴ - برتری سخن منظوم از منثور

 

چونکه نسخته سخن سرسریهست بر گوهریان گوهری
نکته نگهدار ببین چون بودنکته که سنجیده و موزون بود
قافیه سنجان که سخن برکشندگنج دو عالم به سخن درکشند
خاصه کلیدی که در گنج راستزیر زبان مرد سخن سنج راست
آنکه ترازوی سخن سخته کردبختورانرا به سخن بخته کرد
بلبل عرشند سخن پرورانباز چه مانند به آن دیگران
زاتش فکرت چو پریشان شوندبا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۵ - در توصیف شب و شناختن دل

 

چون سپر انداختن آفتابگشت زمین را سپر افکن بر آب
گشت جهان از نفسش تنگ‌تروز سپر او سپرک رنگ‌تر
با سپر افکندن او لشگرشتیغ کشیدند به قصد سرش
گاو که خرمهره بدو در کشندچونکه بیفتد همه خنجر کشند
طفل شب آهیخت چو در دایه دستزنگله روز فراپاش بست
از پی سودای شب اندیشه ناکساخته معجون مفرح ز خاک
خاک شده باد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۶ - خلوت اول در پرورش دل

 

رایض من چون ادب آغاز کرداز گره نه فلکم باز کرد
گرچه گره در گرهش بود جایبرنگرفت از سر این رشته پای
تا سر این رشته به جائی رسیدکان گره از رشته بخواهد برید
خواجه مع‌القصه که در بند ماستگرچه خدا نیست خداوند ماست
شحنه راه دو جهان منستگرنه چرا در غم جان منست
گرچه بسی ساز ندارد ز منشفقت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۷ - ثمره خلوت اول

 

باد نقاب از طرفی برگرفتخواجه سبک عاشقی از سر گرفت
گل نفسی دید شکر خنده‌ایبر گل و شکر نفس افکنده‌ای
فتنه آنماه قصب دوختهخرمن مه را چو قصب سوخته
تا کمر از زلف زره بافتهتا قدم از فرق نمک یافته
دیدن او چون نمک‌انگیز شدهر که در او دید نمک‌ریز شد
تا نمکش با شکر آمیختهشکر شیرین نمکان ریخته
طوطی باغ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۸ - خلوت دوم در عشرت شبانه

 

خواجه یکی شب به تمنای جنسزد دو سه دم با دو سه ابنای جنس
یافت شبی چون سحر آراستهخواستهای به دعا خواسته
مجلسی افروخته چون نوبهارعشرتی آسوده‌تر از روزگار
آه بخور از نفس روزنششرح ده یوسف و پیراهنش
شحنه شب خون عسس ریختهبر شکرش پر مگس ریخته
پرده شناسان به نوا در شگرفپرده نشینان به وفا در شگرف
پای سهیل از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۹ - ثمره خلوت دوم

 

عمر بر آن فرش ازل بافتهآنچه شده باز بدل یافته
گوش در آن نامه تحیت رساندیده در آن سجده تحیات خوان
تنگ دل از خنده ترکان شکرسرمه بر از چشم غزالان نظر
ترک قصب پوش من آنجا چو ماهکرده دلم را چو قصب رخنه گاه
مه که به شب دست برافشانده‌بودآنشب تا روز فرو مانده‌بود
ناوک غمزه‌اش چو سبک پر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۰ - مقالت اول در آفرینش آدم

 

اول کاین عشق پرستی نبوددر عدم آوازه هستی نبود
مقبلی از کتم عدم ساز کردسوی وجود آمد و در باز کرد
بازپسین طفل پری زادگانپیشترین بشری زادگان
آن به خلافت علم آراستهچون علم افتاده و برخاسته
علم آدم صفت پاک اوخمر طینه شرف خاک او
آن به گهر هم کدر و هم صفیهم محک و هم زر و هم صیرفی
شاهد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۱ - داستان پادشاه نومید و آمرزش یافتن او

 

دادگری دید برای صوابصورت بیدادگری را به خواب
گفت خدا با تو ظالم چه کرددر شبت از روز مظالم چه کرد
گفت چو بر من به سر آمد حیاتدر نگریدم به همه کاینات
تا به من امید هدایت کراستیا به خدا چشم عنایت کراست
در دل کس شفقتی از من نبودهیچکسی را به کرم ظن نبود
لرزه درافتاد به من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف

 

ای ملک جانوران رای تووی گهر تاجوران پای تو
گر ملکی خانه شاهی طلبور گهری تاج الهی طلب
زانسوی عالم که دگر راه نیستجز من و تو هیچکس آگاه نیست
زان ازلی نور که پرورده‌انددر تو زیادت نظری کرده‌اند
نقد غریبی و جهان شهرتستنقد جهان یک بیک از بهر تست
ملک بدین کار کیائی تراستسینه کن این سینه گشائی تراست
دور […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود

 

صیدکنان مرکب نوشیرواندور شد از کوکبه خسروان
مونس خسرو شده دستور و بسخسرو و دستور و دگر هیچکس
شاه در آن ناحیت صید یابدید دهی چون دل دشمن خراب
تنگ دو مرغ آمده در یکدیگروز دل شه قافیه‌شان تنگتر
گفت به دستور چه دم میزنندچیست صغیری که به هم میزنند
گفت وزیر ای ملک روزگارگویم اگر شه بود آموزگار
این دو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۴ - مقالت سوم در حوادث عالم

 

یک نفس ای خواجه دامن کشانآستنی بر همه عالم فشان
رنج مشو راحت رنجور باشساعتی از محتشمی دور باش
حکم چو بر عاقبت اندیشیستمحتشمی بنده درویشیست
ملک سلیمان مطلب کان کجاستملک همانست سلیمان کجاست
حجله همانست که عذراش بستبزم همانست که وامق نشست
حجله و بزم اینک تنها شدهوامق افتاده و عذرا شده
سال جهان گر چه بسی درگذشتاز سر مویش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۵ - حکایت سلیمان با دهقان

 

روزی از آنجا که فراغی رسیدباد سلیمان به چراغی رسید
مملکتش رخت به صحرا نهادتخت بر این تخته مینا نهاد
دید بنوعی که دلش پاره گشتبرزگری پیر در آن ساده دشت
خانه ز مشتی غله پرداختهدر غله دان کرم انداخته
دانه فشان گشته بهر گوشه‌ایرسته ز هر دانه او خوشه‌ای
پرده آن دانه که دهقان گشادمنطق مرغان ز سلیمان گشاد
گفت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی