گنجور

آمار شعرها

 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز

 

خداوندا در توفیق بگشای

نظامی را ره تحقیق بنمای

دلی ده کو یقینت را بشاید

زبانی کافرینت را سراید

مده ناخوب را بر خاطرم راه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲ - در توحید باری

 

به نام آنکه هستی نام ازو یافت

فلک جنبش زمین آرام ازو یافت

خدائی کافرینش در سجودش

گواهی مطلق آمد بر وجودش

تعالی الله یکی بی مثل و مانند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت

 

خبر داری که سیاحان افلاک

چرا گردند گرد مرکز خاک

در این محرابگه معبودشان کیست

وزین آمد شدن مقصودشان چیست

چه می‌خواهند ازین محمل کشیدن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴ - آمرزش خواستن

 

خدایا چون گل ما را سرشتی

وثیقت نامه‌ای بر ما نوشتی

به ما بر خدمت خود عرض کردی

جزای آن به خود بر فرض کردی

چو ما با ضعف خود دربند آنیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم

 

محمد کافرینش هست خاکش

هزاران آفرین بر جان پاکش

چراغ افروز چشم اهل بینش

طراز کار گاه آفرینش

سرو سرهنگ میدان وفا را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقه نظم کتاب

 

چو طالع موکب دولت روان کرد

سعادت روی در روی جهان کرد

خلیفت وار نور صبح گاهی

جهان بستد سپیدی از سیاهی

فلک را چتر بد سلطان ببایست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان

 

چون سلطان جوان شاه جوانبخت

که برخوردار باد از تاج و از تخت

سریر افروز اقلیم معانی

ولایت گیر ملک زندگانی

پناه ملک شاهنشاه طغرل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز

 

به فرح فالی و فیروزمندی

سخن را دادم از دولت بلندی

طراز آفرین بستم قلم را

زدم بر نام شاهنشه رقم را

سرو سر خیل شاهان شاه آفاق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمین بوس

 

زهی دارنده اورنگ شاهی

حوالت گاه تایید الهی

پناه سلطنت پشت خلافت

ز تیغت تا عدم موئی مسافت

فریدون دوم جمشید ثانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان

 

سبک باش ای نسیم صبح گاهی

تفضل کن بدان فرصت که خواهی

زمین را بوسه ده در بزم شاهی

که دارد بر ثریا بارگاهی

جهان‌بخش آفتاب هفت کشور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱ - در پژوهش این کتاب

 

مرا چون هاتف دل دید دمساز

بر آورد از رواق همت آواز

که بشتاب ای نظامی زود دیرست

فلک بد عهد و عالم زود سیرست

بهاری نو برآر از چشمه نوش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق

 

مراکز عشق به ناید شعاری

مبادا تا زیم جز عشق کاری

فلک جز عشق محرابی ندارد

جهان بی‌خاک عشق آبی ندارد

غلام عشق شو کاندیشه این است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب

 

در آن مدت که من در بسته بودم

سخن با آسمان پیوسته بودم

گهی برج کواکب می‌بریدم

گهی ستر ملایک می‌دریدم

یگانه دوستی بودم خدائی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین

 

چنین گفت آن سخن گوی کهن زاد

که بودش داستانهای کهن یاد

که چون شد ماه کسری در سیاهی

به هرمز داد تخت پادشاهی

جهان افروز هرمز داد می‌کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز

 

قضا را از قضا یک روز شادان

به صحرا رفت خسرو بامدادان

تماشا کرد و صید افکند بسیار

دهی خرم ز دور آمد پدیدار

به گرداگرد آن ده سبزه نو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر

 

چو خسرو دید کان خواری بر او رفت

به کار خویشتن لختی فرو رفت

درستش شد که هرچ او کرد بد کرد

پدر پاداش او بر جای خود کرد

به سر بر زد ز دست خویشتن دست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را

 

چو آمد زلف شب در عطر رسائی

به تاریکی فرو شد روشنائی

برون آمد ز پرده سحر سازی

شش اندازی بجای شیشه بازی

به طاعت خانه شد خسرو کمر بست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز

 

ندیمی خاص بودش نام شاپور

جهان گشته ز مغرب تالهاور

ز نقاشی به مانی مژده داده

به رسامی در اقلیدس گشاده

قلم زن چابکی صورتگری چست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین

 

زمین بوسید شاپور سخندان

که دایم باد خسرو شاد و خندان

به چشم نیک بینادش نکوخواه

مبادا چشم بد را سوی او راه

چو بر شاه آفرین کرد آن هنرمند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول

 

چو مشگین جعد شب را شانه کردند

چراغ روز را پروانه کردند

به زیر تخته‌نرد آبنوسی

نهان شد کعبتین سندروسی

بر آمد مشتری منشور بر دست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی گنجوی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]