گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۱

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱

 

چو خاک بر سر راه امید منتظرم

کزان دیار رساند صبا نسیم وفا

برای کس چو نگردد فلک بی‌تقدیر

عنان خویش گذارم به اقتضای قضا

میان صومعه و دیر گر چه فرقی نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴

 

چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا

که تا دگر نکند غنچه زهر خند آنجا

رخ تو دیدم و گفتی سپند سوز مرا

چو جان بجاست چه سوزد کسی سپند آنجا

کسان بکوی تو پندم دهند و در جایی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۵

 

شفاعت آمدم ای دوست دیدهٔ خود را

کزو مپوش گل نو دمیدهٔ خود را

رسید خیل غمت ورنه ایستد جانم

کجا برم بدن غم رسیدهٔ خود را

بگوش ره ندهی نالهٔ مرا چه کنم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۷

 

بهار پرده بر انداخت روی نیکو را

نمونه گشت جهان بوستان مینو را

یکی در ابر بهاری نگر ز رشتهٔ صبح

چگونه می‌گسلد دانه‌های لولو را

سفر چگونه توان کرد در چنین وقتی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۶

 

مخز به نیم جو آن صحبتی که باغرض است

که راحتی نبود صحبت ریایی را


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۸

 

که ره نمود ندانم قبای تنگ ترا

که در کشید به بر سرو لاله رنگ ترا

چه گویمت که دل تنگ من کرا ماند

اگر تو خورده نگیری دهان تنگ ترا


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۶

 

سیم خیال تو بس با قمر چکار مرا؟

من و چون کوه شبی با سحر چکار مرا؟

نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک‌سره

ز دور سنگ خورم با گهر چه کار مرا؟

اگر قضاست که میرم به عشق تو آری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۷

 

رسید باد صبا تازه کرد جان مرا

نهفته دار بمن بوی دلستان مرا


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۲

 

مرا ز ابروی تو شبهه می‌رود به نماز

که سجده می‌کنم و صورتست در محراب

مرا که سوخته گشتم ز آفتاب رخت

از آن لب اربتوانی به شربتی دریاب


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۵

 

زهی نموده از آن زلف و خال و عارض خواب

یکی سواد و دوم نقطه و سیم مکتوب

سواد و نقطه و مکتوب اوست بردل من

یکی بلاو دوم فتنه و سیم آشوب

بلا رفته و آشوب او بود ما را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۶

 

بلای مردم اهل نظر بود چشمش

بناز اگر بدر آید ز مکتب آن محبوب


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۷۱

 

چه کرد پیش رخت گل که گل فروش او را

به دست خود به گلو بسته ریسمان انداخت

کمال حسن تو جایی رسید در عالم

که خلق را بدو خورشید در گمان انداخت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۷۲

 

جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟

ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۷۳

 

دل رقیب نسوزد ز آه من چه کنم

نمی‌توان سگ دیوانه را وفا آموخت ؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۸۷

 

چه نقش بندی از اندیشه‌ای که بی عشق است

چه روی بینی از آیینه یی که در زنگ است

هزار پاره کنم جان مگر که در گنجد

که چشم خوبان هم‌چون دهانشان تنگ ست

شگوفه غالیه بو گشت و باغ گل‌رنگ است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۰

 

درین غم که مبادا گره به تار بود

دران حریر که آن یار بی‌وفا خفته است

هلال عید جهان را به نور خویش آراست

شراب چون شفق و جام چون هلال کجاست؟

مگر شراب شفق خورد شب ز جام هلال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۱

 

جان ببردی خوش هنوز نه ای

دست بر دل نه این زمان که تراست

بر رخ زرد من بخند و بگو

خنده انگیز ز غفران که تر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۹

 

به تشنگی بیابان عشق شد معلوم

که سایه شین سلامت نه مرد این سفر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۰۹

 

به سرو باغ که بیند کنون که در هرباغ

هزار سرو بهر گوشه‌ای خرامان است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۱۳

 

کسی که حاصل فردا شناخت بر امروز

نیست دل که اگر بست کودک دینه است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]