گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «اشد»

 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۱۸۲

 

کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد

این نقد بقا چیست که بیهوده فنا شد

اظهار محبت به سگ کوی تو کردیم

گفتیم مگر دوست شود دشمن ما شد

دل خون شد و از دیدهٔ خونابه فشان رفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۷

 

سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد

از مجلس رندان خرابات کجا شد

معنیش هم اینجاست اگر صورت او رفت

پنهان ز نظر گشت نگوئی که فنا شد

هر رند که در کوی خرابات درآمد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۴

 

دل بسته بالای یکی تنگ قبا شد

باز این ز برای دل تنگم چه بلا شد؟

دل خون شد و اندر سر آن غمزه شود نیز

جانی که به صد حیله از ان طره جدا شد

یاران موافق همه فارغ ز غم و درد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۷ - از وزیر بهروز بن احمد یاری خواهد

 

بهروزبن احمد که وزیر الوزرا شد

بشکفت وزارت که سزا جفت سزا شد

تا رای چو خورشیدش بر ملک و ملک تافت

هر رای که بر روی زمین بود هبا شد

تا چون فلک عالی بر صحن جهان گشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۴۲

 

هرکس که نظر باز به آن زلف دوتا شد

درحلقهٔ زنجیر نظر بند بلا شد

هر ذرهٔ خاکیست جدا تشنهٔ خونی

رحم است بران قطره که از بحر جدا شد


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸

 

سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل

با آنکه جز او هیچ شهی نیست گدا شد

آنکس که زفقر و ز غنا هست منزّه

در کسوت فقر از پی اظهار غنا شد

هرگز که شنیدست از ازین طرفه که یک کس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی