گنجور

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - توحید

 

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
آن صانع قدیم که بر فرش کائناتچندین هزار صورت الوان نگار کرد
ترکیب آسمان و طلوع ستارگاناز بهر عبرت نظر هوشیار کرد
بحر آفرید و بر و درختان و آدمیخورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد
الوان نعمتی که نشاید سپاس گفتاسباب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۹ - در ستایش صفوة الدین بانوی شروان شاه اخستان

 

بانوی تاجدار مرا طوقدار کردطوق مرا چو تاج فلک آشکار کرد
چون پیر روزه دار برم سجده، کو مراچون طفل شیر خوار عرب طوقدارکرد
تا لاجرم زبان من از چاشنی شکرچون کام روزه‌دار و لب شیر خوار کرد
بودم به طبع سنقر حلقه به گوش اواکنون ز شکر گوش مرا گوشوار کرد
هنگام آنکه خلعه دهد باغ را بهارآن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۴۹ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید عمادالاسلام الخجندی

 

بر هر زمین که مردم چشمم گذار کرد
آنرا ز آرزوی رخت لاله زار کرد
از اشک من بضاعت یا قوت و لعل برد
هر صبح دم که قافلۀ شام بار کرد
چشمم چو زنده دید مرا در فراق تو
زودم بدست اشک سزا درکنار کرد
احوال من که بود چو قدّ تو مستقیم
هجر آمد و چو زلف تواش تار و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۲۰

 

ایزد چو کارگاه فلک را نگار کرد
از کاینات ذات تو را اختیار کرد
نی نی هنوز کاف کن از نون خبر نداشت
کایزد رسوم دولت تو آشکار کرد
اول تو را یگانه و بی مثل آفرید
وانگه سپهر هفت و عناصر چهار کرد
طبع زمان که حامل امر تو خواست شد
همچون عنان فرخ تو بی قرار کرد
جرم زمین که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی