گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ی»

 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزی

 

علم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی

ما را ز نه چیزی برسانید به چیزی

ما کبک دری بوده گریزیده ز کبکی

او کرده دل ما چو دل باز گریزی

تا ما ز پی تنقیت و تقویت او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲

 

مسکین دل من گم شد و کردم طلب وی

بردم به کمانخانه ابروی تواش پی

خامند کسانی که به داغت نرسیدند

من سوخته آن که به من کی رسد او کی؟

ساقی به سفال کهنم جام جم آور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۳۴ - تهران قبل از کودتا

 

ای مردم دلخون وطن‌، دغدغه تا کی

چون شه ز وطن دل بکند، دل بکن از وی

صد سال فزون رنج کشیدیم و ملامت

گشت ایران ویران و شد آباد ده ری

طی کرد ری از بغی و شقا، عزت ایران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷

 

ای روی تو آیینه انوار تجلّی

بنمای که یابد دل عشّاق تسلّی

در هر سری از عشق و تمنا و هوائیست

ماییم و هوای تو ز اسباب تمنَّی

از صورت خوب تو چه معنی بنماید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸۹

 

آوازه درافتاد که باز آمدم از می

بهتان صریح است من و توبه کجا کی

بیهوده مرا پند دهد واعظ مشفق

او وعظ کند آری و من نشنوم از وی

بر من نتوان بست به مسمسار ملامت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۸

 

ای ولوله عشق تو بره هر ر کویی

رندان سر کوی تو مست از تو به بویی

پیش تو بسر آیم و زآن لب طلیم جام

از خاکم اگر نیز بسازند سبویی

دل در خم چوگان سر زلف تو گوییست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰۲

 

تن در پی جان می رود ای بخت کجانی

موقوف تو ماندیم که راهی بنمائی

از کار فرو بسته در هم شده ما

لطفی بنمائی گرمی باز گشائی

گویند که تعجیل مکن تا برسد وقت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵۳

 

گر گم شوی از خود خبر بار بیایی

چون بافتی آن گم شده بسیار بیایی

با موسی دیدار طلب وعده همین بود

گر محو شوی دولت دیدار بیابی

چون سر به گریبان بری و غیر نبینی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۵

 

ای صورت زیبای تو مجموعه معنی

ویران شده عشق تو معموره تقوی

در مکتب عشق تو خرد با همه دانش

چون طفل نوآموز نداند الف از بی

از فکر جهان فرد شو ای دل که توان شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۰

 

از صومعه آن به که به میخانه بری پی

جاوید نهی پشت فراغت به خم می

پوشیده قدح نوشی و هرگز نخروشی

کز کی بود آیین قدحنوشی و تاکی

اینجا نبود ازکی و تا کی قدح آشام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲

 

ای حسن تو در آیینه صورا و معنی

بر دیده ارباب نظر کرده تجلی

چشم تو شده بهر تماشای رخ خویش

از دیده مجنون نگران بررخ لیلی

در مملکت حسن ت غیر از توکسی نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

ایرج میرزا » قصیده‌ها » شمارهٔ ۳۶ - در مدح امیرنظام

 

جانا چه شود گر تو درِ مِهر گشایی

وز در به در آیی و چو جانم به بر آیی

دانی چه گذشتست و زِ ما حال نپرسی

وز هیچ دَردی هیچ دَرِ ما نگشایی

تایی برِ ما ، ور گذرد عمری و آیی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ایرج میرزا