ای صورت زیبای تو مجموعه معنی
ویران شده عشق تو معموره تقوی
در مکتب عشق تو خرد با همه دانش
چون طفل نوآموز نداند الف از بی
از فکر جهان فرد شو ای دل که توان شد
همسایه خورشید بدین شیوه چو عیسی
در کوی تو گر پرتوی از روی تو بینم
آن وادی ایمن بود این نور تجلی
خوبان قبایل همه با لطف شمایل
مجنون طلب و خاطر مجنون سوی لیلی
طوبی ست قد ناز تو وان زلف دلاویز
کافتاده ز بالا به زمین سایه طوبی
جامی ز می لعل لبت چاشنیی یافت
درباخت به میخانه همی دنیی و عقبی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به زیبایی به توصیف عشق و زیبایی محبوب میپردازد. شاعر میگوید که عشق به تو موجب ویرانی معانی است و عقل و دانش در برابر عشق به تو مانند یک کودک ناآموخته است. او از دل میخواهد که از فکر دنیوی جدا شود و به روحانیت نزدیکتر گردد. با ذکر ویژگیهای یکی از معصومین در کاشانه محبوب، از نور و روشنایی عشق سخن میگوید و میفهماند که دیدن چهره محبوب به او احساس امنیت میدهد. در نهایت، شاعر با اشاره به زیبایی و دلربایی محبوب و تاثیر آن بر روح و دل انسان از شراب عشق سخن میگوید که باعث گردآمدن دنیای پاداش و نعمت میشود.
هوش مصنوعی: تو ای چهره زیبا، نماد عشق و احساسی هستی که به ویرانی کشیده شده و در عین حال، بستر ایمان و پارسایی را فراهم کردهای.
هوش مصنوعی: در مکتب عشق تو، عقل و دانش حتی اگر بسیار هم باشد، مانند یک کودک تازهکار است که الفبا را نمیداند.
هوش مصنوعی: ای دل، از دنیای مادی و فکرهای دنیوی فاصله بگیر و خود را از آنها آزاد کن، چرا که با این روش میتوانی با نور و فضیلت مثل عیسی (ع) همراه شوی و به مرتبهای نزدیک به خورشید برسسی.
هوش مصنوعی: اگر در کوی تو نوری از زیباییات ببینم، آنجا تبدیل به مکانی امن و مقدس خواهد شد.
هوش مصنوعی: زیبارویان هر قبیله با زیبایی و سلیقهی خود، مجنون را به سمت لیلی میخوانند و خاطر مجنون تنها به لیلی معطوف است.
هوش مصنوعی: درخت طوبی تو، به قد و ناز تو زیبایی دارد و آن زلفهای دلربایت که از بالا آویزان شده، سایهای همچون درخت طوبی بر زمین میافکند.
هوش مصنوعی: با نوشیدن جامی از شراب لعل لبانت، چاشنیای به دست آورد، و به این ترتیب، در میخانه، دنیا و آخرت را به دست آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون آب ز بالا بگراید سوی پستی
وز پست چو آتش بگراید سوی بالا
علم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی
ما را ز نه چیزی برسانید به چیزی
ما کبک دری بوده گریزیده ز کبکی
او کرده دل ما چو دل باز گریزی
تا ما ز پی تنقیت و تقویت او
[...]
اذا ما خلوت الدّهر یوما فلا تقل
خلوت و لکن قل علیّ رقیب
یک دم زدن از حال تو غافل نیم ای دوست
صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی
زان باده که با بوی گل و گونۀ لعلست
قفل دَرِ گُرمست و کلید درِشادی
ای یافته از روی تو و رای تو دنیا
حسنی و جمالی و شکوهی و بهایی
از فهم تو و فکرت تو بر فلک طبع
نوری و شعاعی و فروغی و ضیایی
احوال مرا نزد تو دانی که نباشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.