ای روی تو آئینه الطاف الهی
وی دبدبه حسن تو از ماه بماهی
نقاش ازل نقش رخ و زلف تو میبست
از روز و شب آمیخت سپیدی و سیاهی
در مصر دل هر که عزیزی چو تو بنشست
آخر بچه یاد آورد از یوسف چاهی
آنکو به نکو بندگیت نام بر آورد
ننگ آیدش از مرتبه منصب شاهی
گر غایت حسنت نتوان دید عجب نیست
اشیا نشود دیده بدین دیده کماهی
چون تار قصب سوخت تن زار و نزارم
از پرتو رخسار تو ز آنروی که ماهی
از آتش غم بر جگرم آب نماندست
خود دود دلم میدهد ایدوست گواهی
با این همه گر سر برود در سر سودات
سهلست زیانی که بود مالی و جانی
سر نیز گر از دست رود باک نباشد
آنست مراد ابن یمین را که تو خواهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و لطف الهی موجود در چهره معشوق میپردازد. شاعر از نقاشی که نقش زیبای رخ و زلف معشوق را کشیده صحبت میکند و اشاره دارد که زیبایی او همچون ماه در دل به یاد یوسف میماند. شاعر همچنین بیان میکند که اگر کسی نتواند تمام زیبایی معشوق را ببیند، نباید تعجب کند. او همچنان از درد و رنجی که عشق و دوری از معشوق برایش به ارمغان آورده سخن میگوید و میگوید که حتی اگر جانش را هم بر سر عشقش بدهد، برای او اهمیتی ندارد، زیرا عشق به معشوق هدف اوست.
هوش مصنوعی: ای چهرهات نمونهای از رحمتهای الهی است و زیباییات چنان است که از ماه هم فراتر میرود.
هوش مصنوعی: از آغاز خلقت، هنرمند بزرگ الهی چهره و موهای تو را با دقت طراحی کرده است و از ترکیب روز و شب، سفیدی و سیاهی را در کنار هم به تصویر کشیده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی در مصر به محبوبی همچون تو نزدیک شود، در نهایت یاد یوسف و چاه و جدایی او در دلش زنده میشود.
هوش مصنوعی: کسی که به خوبی و نیکی به بندگی تو شناخته شده است، در نظرش منیت و مقام سلطنت ننگین است.
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم زیبایی تو را بهخوبی ببینیم، جای تعجبی ندارد که اشیا با این چشم، مانند ماهی نمیشوند.
هوش مصنوعی: وقتی که ر آنها به مانند نی بسوزد، من از رنج و درد تن خود درخشش چهره تو را میبینم. چون ماهی که درخشش چهرهاش نمایان است.
هوش مصنوعی: از شدت غم، دیگر چیزی از وجودم باقی نمانده و تنها دلم همچنان در آتش درد میسوزد.
هوش مصنوعی: با وجود این همه، اگر جانم هم برود و رنجی ببینم، برای عشق تو آسان است؛ چرا که ضرر مالی و جانی محسوب نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر سر هم از دست برود، نگران نباشید. این همان چیزی است که ابن یمین خواسته است و تو نیز خواهان آنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون آب ز بالا بگراید سوی پستی
وز پست چو آتش بگراید سوی بالا
علم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی
ما را ز نه چیزی برسانید به چیزی
ما کبک دری بوده گریزیده ز کبکی
او کرده دل ما چو دل باز گریزی
تا ما ز پی تنقیت و تقویت او
[...]
اذا ما خلوت الدّهر یوما فلا تقل
خلوت و لکن قل علیّ رقیب
یک دم زدن از حال تو غافل نیم ای دوست
صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی
زان باده که با بوی گل و گونۀ لعلست
قفل دَرِ گُرمست و کلید درِشادی
ای یافته از روی تو و رای تو دنیا
حسنی و جمالی و شکوهی و بهایی
از فهم تو و فکرت تو بر فلک طبع
نوری و شعاعی و فروغی و ضیایی
احوال مرا نزد تو دانی که نباشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.