گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)» و حروف قافیهٔ «اش»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳۹

 

ای خواجه تو عاقلانه می‌باش

چون بی‌خبری ز شور اوباش

آن چهره که رشک فخر فقرست

با ناخن زشت خویش مخراش

آن بت به خیال درنگنجد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۲

 

گر لاش نمود راه قلاش

ای هر دو جهان غلام آن لاش

ای دیده جهان و جان ندیده

جانست جهان تو یک نفس باش

گردیست جهان و اندر این گرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸

 

در بزم قلندران قلاش

بنشین و شراب نوش و خوش باش

تا ذوق می و خمار یابی

باید که شوی تو نیز قلاش

در صومعه چند خود پرستی؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶

 

در میکده دوش رند قلاش

میگفت به پاکباز اوباش

کز سرّ حقیقتم خبر ده

یک نکته بگو برمز یا فاش

گفتا سخن برهنه خواهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۶

 

در میکده مست و رند و قلاش

همصحبت عاشقان او باش

هر نور که دیده یا بد از دل

در پای خیال عشق او باش

ای عقل تو زاهدی و ما رند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی