گنجور

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده

 

از قسمت بندگی و شاهی

دولت تو دهی بهر که خواهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده

 

از خورد گهی به خوابگاهی

وز خوابگهی به بزم شاهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص)

 

ما را چه محل که چون تو شاهی

در سایه خود کند پناهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴ - سبب نظم کتاب

 

کوته‌تر از این نبود راهی

چابکتر از این میانه گاهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۶ - خطاب زمین بوس

 

گر پیش روی چراغ راهی

ور پس باشی جهان پناهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۷ - سپردن فرزند خویش به فرزند شروانشاه

 

ممزوج دو مملکت به شاهی

چون سیب دو رنگ صبحگاهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۱ - آغاز داستان

 

آراسته لعبتی چو ماهی

چون سرو سهی نظاره گاهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی

 

نه بر در دیر خود پناهی

نه بر سر کوی دوست راهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانه کعبه

 

هر دوستی از قبیله گاهی

می‌خورد دریغ و می‌زد آهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانه کعبه

 

در طرف چنان شکارگاهی

خرسند شده به گرد راهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۷ - پند دادن پدر مجنون را

 

نالید چو مرغ صبحگاهی

روزش چو شبی شد از سیاهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۸ - حکایت

 

جانیست مرا بدین تباهی

بگذار ز جان من چه خواهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۹ - در احوال لیلی

 

بودش غرض آنکه در پناهی

چون سوختگان برآرد آهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۰ - خواستاری ابن‌سلام لیلی را

 

پذرفت هزار گنج شاهی

وز رم گله بیش از آنکه خواهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۳ - عتاب کردن مجنون با نوفل

 

کز بی‌مددی و بی‌سپاهی

کردم به فریب صلح خواهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۴ - مصاف کردن نوفل بار دوم

 

سالار قبیله با سپاهی

بر شد به سر نظاره گاهی

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغ

 

من شاه مگر تو چتر شاهی؟

گر چتر نه‌ای چرا سیاهی؟

نظامی گنجوی
 
 
۱
۲