گنجور

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » ترکیبات » در ستایش میرمیران

 

سال نو و اول بهار است

پای گل و لاله در نگار است

والای شقایق است دررنگ

پیراهن غنچه نیم کار است

آن شعله که لاله نام دارد

[...]

وحشی بافقی
 

وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۴ - صفت بزّازان

 

از حسن، جمالشان بهار است

دکّان ز متاع، لاله زار است

وحیدالزمان قزوینی
 

وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۲۱ - صفت نجّار

 

تا با غم او مرا شمار است

حق از دو طرف به دست یار است

وحیدالزمان قزوینی
 

وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۳۱ - صفت شمشیرگر

 

این تیغ که هم چو ذوالفقار است

در دیده چو تیغ رخنه دار است

وحیدالزمان قزوینی
 

وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۳۷ - صفت رمّال

 

ویران دل من که وقف یار است

چون خانه ی رمل بی حصار است

وحیدالزمان قزوینی
 

وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۴۲ - صفت صرافان

 

دل داده ی عشق تا نزار است

طبعش با ضعف سازگار است

وحیدالزمان قزوینی
 

وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۴۶ - صفت ضرّابی

 

با غیر همیشه یار یار است

این نقره ی خام شاخ دار است

وحیدالزمان قزوینی
 

وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۵۴ - صفت مَدارِس

 

این دختر رز که گل نگار است

در حکم زنان حیض دار است

وحیدالزمان قزوینی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۹

 

آسوده دلی که بی قرار است

آن دیده خنک که شعله بار است

چون آینه عیب جو در این بزم

تا عیب نماست عیب دار است

کینم بدل تو بی مروت

[...]

جویای تبریزی
 
 
۱
۲
۳
sunny dark_mode