بخش ۴۴ - بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلی
نیرنگ زن بیاض این راز
صورتگری اینچنین کند ساز
کان کعبه بی نظیر منظر
چون صورت چین بدیع پیکر
یعنی لیلی مه حصاری
برج قمر از رخش عماری
با شوهر خود چو سرکشی کرد
پاداش خوشیش ناخوشی کرد
بر درج امل نداد دستش
وز برج امید پر شکستش
با وی ورق مراد نگشاد
سر بر خط انقیاد ننهاد
مسکین زین غم ز پا درافتاد
بیمار به روی بستر افتاد
آن وصل بلای جان او شد
سود اندیشی زیان او شد
وصلی که در آن نه یار یار است
بر عاشق ازان هزار بار است
از دور بهشت عدن دیدن
میوه ز ریاض او نچیدن
بر دوزخیان عیش ناخوش
باشد بتر از عذاب آتش
می بود ز خاطر غم اندیش
بیماری او زمان زمان بیش
از تاب تبش که بود سوزان
شد رشته نبض او فروزان
زان گونه که نبض گیر را دست
چون نبض ز نبض او همی جست
انگشت به نبضش ار نهادی
چون شمع آتش در آن فتادی
آمد به سرش طبیب دانا
بر بردن رنج ها توانا
بر صحت او دلیل می جست
قاروره چو دید دست ازو شست
گلنار فسرده برگ گشتش
قاروره دلیل مرگ گشتش
چون یک دو سه روز بود رنجه
مسکین به شکنج این شکنجه
ناگاه عنایت ازل دست
بگشاد بر او شکنجه بشکست
از کشمکش نفس رهاندش
وز تنگی این قفس جهاندش
شد مرغش ازین مخیم خاک
پروازکنان به عالم پاک
جان داد به درد و جاودان زیست
آن کو ندهد به درد جان کیست
جانی که به درد برنیاید
در قالب مرد درنیاید
باشی به جهان به درد یکچند
وز وی ببری به درد پیوند
در بودن درد و در سفر درد
آوخ ز جهان درد بر درد
زین درد کسی کنار گیرد
کو پیشترک ز مرگ میرد
زین مکمن درد خیز برخیز
زین دشمن پر ستیز بگریز
این رومی صبح و زنگی شام
طرارانند شوخ و خودکام
آنت به درست زر فریبد
وینت به کف گهر فریبد
تا گنج ابد ز تو ستانند
در رنج مؤبدت نشانند
هان تا نخوری فریب ایشان
مغرور به زین و زیب ایشان
لیلی که ز درد و داغ مجنون
می داشت دلی چو غنچه پر خون
از مردن شو بهانه بر ساخت
وز خون دل خویشتن بپرداخت
آهی که به سینه اش گره بود
در خرمن صبر شعله نه بود
در ماتم شو ز سینه بگشاد
واندوه نهان به باد بر داد
در گریه چو دوست دوست گفتی
درها به فراق دوست سفتی
زان دوست غرض نه شوهرش بود
با خویش خیال دیگرش بود
عمری به لباس سوگواری
بنشست به رسم عده داری
شب بستر غم فکنده می داشت
تا روز به گریه زنده می داشت
در روز به درد و سوز می بود
با آه جهان فروز می بود
عشقش به درونه داشت خانه
شد ماتم شوهرش بهانه
عمری به دراز گریه و آه
می کرد و زبان خلق کوتاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مضمون این شعر درباره عشق و غم ناشی از جدایی و فراق است. شاعر به تصویرسازی از لیلی و مجنون میپردازد و به توصیف حال و هوای عشق و اندوه میپردازد.
شاعر میگوید که عشق، احساساتی شگفتانگیز و در عین حال دردناک است. او از بیماری عاشق سخن میگوید که بر اثر جدایی و غم به بستر افتاده و در رنج به سر میبرد. این احساسات عمیق موجب میشود تا او به مرگ و رنج بیندیشد.
عشق به لیلی برای مجنون مانند بهشتی دور به نظر میرسد که او از رسیدن به آن محروم است و درد او بسیار زیاد میشود. در نهایت اشاره میشود که زندگی با عشق و غم توأم است و این احساسات نمیتوانند از وجود انسان جدایی پذیر باشند.
شاعر از فریبها و زرق و برقهای دنیا نیز سخن میگوید و هشدار میدهد که انسان نباید فریب ظاهر را بخورد. در نهایت، عشق و اندوه ناشی از آن را به عنوان بخشی جداییناپذیر از وجود انسان بیان کرده است.
هوش مصنوعی: نقاشی که در کاغذ سفیدی کار میکند، به طور زیرکانهای رازهای خود را در هنر نمایش میدهد.
هوش مصنوعی: کعبه همچون یک منظره بینظیر است، مانند چهرهای زیبا و منحصر به فرد که دلفریب است.
هوش مصنوعی: این جمله توصیف زیبایی از یک دختر به نام لیلی است. او مانند یک دیوار محکم و زیبا است که چهرهاش مانند ماه درخشان میتابد. به عبارتی، زیبایی و جذابیت او باعث میشود که محبت و علاقه را به دیگران منتقل کند.
هوش مصنوعی: زمانی که همسرش نافرمانی کرد، نتیجهی لذت و خوشحالیاش به ناخوشی تبدیل شد.
هوش مصنوعی: او هرگز به آرزوهایش نرسید و از امیدهایش ناامید شد.
هوش مصنوعی: با او به خواستهام نرسیدم و سر تسلیم را بر زیر بار نگذاردم.
هوش مصنوعی: مردی بیچاره به خاطر این اندوه نتوانست برپا بایستد و بیمار شد و بر روی بستر افتاد.
هوش مصنوعی: آن ارتباط و وصلی که داشت، برایش دردسر و مشکلاتی به همراه داشت و فکر کردن به منفعتش، برایش زیان و ضرر ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: هر رابطهای که در آن محبوب حضور نداشته باشد، برای عاشق بسیار دردآور و ناگوار است؛ حتی اگر هزار بار باشد.
هوش مصنوعی: از دور بهشت عدن را میبینم، اما میوههای آن را از باغش نمیچینم.
هوش مصنوعی: برای کسانی که در جهنم هستند، زندگی راحتی وجود ندارد و این وضعیت برایشان بدتر از عذاب آتش است.
هوش مصنوعی: مدتهاست که من به خاطر غم و اندوه بیماری او در حال نگرانی و فکر هستم.
هوش مصنوعی: از شدت گرمی و حرارت او، نبضش به شدت میتپد و به نوعی زنده و روشن شده است.
هوش مصنوعی: شخصی مانند کسی که برای سنجش نبض به سراغ نبض دیگری میرود، با دقت و توجه به رفتار و احساسات او نزدیک میشود و از آنچه در درون او میگذرد آگاه میگردد.
هوش مصنوعی: اگر انگشتت را روی نبضش بگذاری، مانند شمعی خواهد بود که با روشنایی آتش روشن میشود.
هوش مصنوعی: یک پزشک آگاه و ماهر به او مراجعه کرد تا بتواند آلام و دردهایش را برطرف کند.
هوش مصنوعی: وقتی که شیشه در دست او را دید، برای اثبات صحت آن، شروع به جستجو کرد و متوجه شد که دیگر نمیتواند آن را در دست داشته باشد.
هوش مصنوعی: گل سرخ پژمرده و زرد شده، مانند شیشهای است که نشاندهنده مرگش شده است.
هوش مصنوعی: چند روزی است که این معصوم در زیر بار غم و ناراحتی گرفتار شده و در حال رنج و عذاب است.
هوش مصنوعی: ناگهان لطف و رحمت الهی به او رسید و از زحمت و رنج او کاسته شد.
هوش مصنوعی: او را از مبارزه با نفس رهایی بخشد و از تنگنا و محدودیت این دنیا آزاد کند.
هوش مصنوعی: پرندهاش از این چادر خاکی پرواز کرد و به دنیای پاک و پاکیزه رفت.
هوش مصنوعی: کسی که جانش را در راه درد و رنج فدای عشق کند، همیشه و بهطور جاودانی زنده خواهد ماند. اما کسی که هیچ وقت به درد و رنج دیگران اهمیت نمیدهد، در واقع کیست؟
هوش مصنوعی: جانی که نتواند به کسی کمک کند و درد دیگری را برطرف کند، در واقع در قالب انسان هم نمیتواند به درستی عمل کند.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا کمی رنج بکشی، میتوانی از آن رنج به دلیلی بزرگتر به دیگران کمک کنی.
هوش مصنوعی: در زندگی همواره با درد روبرو هستیم و حتی در سفر نیز از آن رهایی نداریم، آه و نالهام از این جهان پر از درد و رنج است.
هوش مصنوعی: کسی میتواند از این درد رهایی یابد که پیش از دیگران از مرگ بترسد و به دنبال زندگی باشد.
هوش مصنوعی: از این مکان پر از درد و رنج بر خیز و از این دشمن سرسخت دوری کن.
هوش مصنوعی: این رومیان در صبح، شاداب و معصوم هستند و در عصر، با حالتی جدی و قاطع به نظر میرسند. آنان در برخورد با دیگران سرزنده و جسور هستند.
هوش مصنوعی: تو را با طلا فریب میدهند و من با جوهر گرانبها.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به تو گنج جاودانی بدهند، در سختی و مشقت، نشانهای از خویش به یادگار خواهند گذاشت.
هوش مصنوعی: نکتهای مهم در اینجا وجود دارد؛ مراقب باش که به زیبایی و جذابیت ظاهر آنها فریب نخوری.
هوش مصنوعی: لیلی که به خاطر عشق و غم مجنون، دلش پر از درد و رنج است، مانند غنچهای است که خونین و پژمرده شده.
هوش مصنوعی: با مرگ خود بهانهای درست کن و از دل خونین خود هزینهای بپرداز.
هوش مصنوعی: آه و نالهای که در دلش نهفته بود، در میان انبوه صبرش هیچ شعلهای وجود نداشت.
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی از شدت غم و اندوه خود، سینهاش را باز کرده و در حال گریه و ماتم است. او این احساسات نهفته را با صدای بلند و با شدت بروز میدهد، انگار که آن اندوه را به باد میسپارد.
هوش مصنوعی: وقتی در حال گریه بودی و دوستی به تو گفت که درها را محکم ببندی تا از دوست دور نشوی، نشاندهندهٔ عواطف عمیق و دوستی واقعیات است.
هوش مصنوعی: دوست، هدفش از داشتن همسر، فقط خود او نیست و در پشت این رابطه، افکار و آرزوهای دیگری هم وجود دارد.
هوش مصنوعی: سالیان زیادی را در اندوه و عزاداری سپری کرد، به گونهای که به نوعی عادت کرده بود.
هوش مصنوعی: او در شب، در کنار غم خوابیده بود و تا صبح به خاطر غمهایش زنده مانده و به گریه ادامه میداد.
هوش مصنوعی: در طول روز، با درد و سوز مواجه بود و با نالهاش، دنیا را روشن میکرد.
هوش مصنوعی: عشق او به درون قلبش نفوذ کرده بود و حالا که شوهرش بهانهای برای غم و اندوهش شده بود، خانه را به حالت ماتم و غم و اندوه کشاند.
هوش مصنوعی: او سالها به خاطر اندوه و درد خود گریه و نالیدن میکرد و دیگران نمیتوانستند چیزی بگویند یا از او بشنوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.