القصه چو این فغان و زاری
بشنید نسیم نوبهاری
دانست که زار و دردمند است
آن دلشده را نه جای پند است
از محنت عشق زار گشته است
درد دلش از دوا گذشته است
چون طره دوست بیقرار است
درمان دلش وصال یار است
با عشق هر آنکه کرد پیوند
سودش نکند نصیحت و پند
برخاست بماند از بر او
شد باز به سوی دلبر او
اول به ثنا و مدح خوانی
گفت ای مه اوج مهربانی
دور فلکت به کام بادا
عیش و طربت مدام بادا
از زلف و رخ تو ای پریوش
بادا شب و روز عاشقان خوش
همواره دل تو شادمان باد
حسنت ز زوال در امان باد
وانگه ز ره نصیحت و پند
گفتش به فسون فسانهای چند
کای غافل از آه دردمندان
فارغ ز فغان مستمندان
آخر سوی خستگان نظر کن
از آه شکستگان حذر کن
اندیشه کنند پادشاهان
از سوز درون دادخواهان
تو خسرو ملک حسنی امروز
زنهار بترس از آه دلسوز
سوز دل عاشقان مشتاق
نبود عجب ار بسوزد آفاق
بر عاشق خویش جور و خواری
دور است ز راه و رسم و یاری
این غمزده را چنین به یک بار
در محنت و اضطراب مگذار
از روی کرم بپرس حالش
بفرست نویدی از وصالش
افتادۀ تست دست گیرش
دلداۀ تست در پذیرش
حال دل زارش ار بدانی
زین بیش به زاریاش نرانی
دور از تو چه گویمت که چون است
از دیده میان موج خون است
افتاده و دردمند و رنجور
دلداده و مستمند و مهجور
از غصه تنش چو موی باریک
روزش چو شب فراق تاریک
پیوسته قرین درد و بیمار
چون چشم خوشت مدام بیمار
هم دل ز غم فراق محزون
هم دیده ز اشتیاق پرخون
روز طربش به شب رسیده
جانش ز غمت به لب رسیده
گه جامه درد ز شوق چون گل
گه نعره زند بسان بلبل
بر دل چه نهی چو لاله داغش
بفروز دمی چو گل چراغش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از درد و رنج ناشی از عشق صحبت میکند. نسیم به دل زار عاشق توجه میکند و متوجه میشود که او به شدت دردمند است. عشق او تا حدی عمیق است که هیچ نصیحت و پندی نمیتواند او را آرام کند. به همین خاطر، عاشق میخواهد به محبوبش نزدیک شود و او را ستایش میکند.
او به محبوب میگوید که با داشتن حسن و جمالش، زندگی عاشقان را زیبا کند و دلش همیشه شاداب باشد. در ادامه، او به محبوب هشدار میدهد که از درد دل عاشقان غافل نشود و به حال آنان توجه کند.
گوینده از غم و دردی که عاشق در فراق محبوبش دارد، میگوید و او را به یاد آواری از حسرت و ناکامی میاندازد. او خواستهاش این است که محبوب، حال عاشق را جویا شود و به او امیدی از وصال ببخشد. در نهایت، توصیفاتی از دردی که عاشق از فراق میکشد، بیان میشود و به تصویر کشیده میشود که عشق چقدر میتواند انسان را رنجور و مضطرب کند.
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه وقتی نسیم بهاری این فریاد و ناله را شنید، شگفتزده شد.
هوش مصنوعی: او متوجه شد که آن دلشده (عاشق) به شدت غمگین و رنجور است و در چنین حالتی نمیتوان به او نصیحت کرد.
هوش مصنوعی: درد دل او از شدت عشق به شدت افزایش یافته و دیگر درمانی برایش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی موهای دوست بههمریخته و بیقراری او را نشان میدهد، تنها راه درمان دلش، رسیدن به محبوبش است.
هوش مصنوعی: هر کسی که با عشق ارتباط برقرار کند، نصیحت و توصیه دیگران برای او فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: پس از اینکه او بیدار شد و مدتی در کنار او بود، دوباره به سمت معشوقش بازگشت.
هوش مصنوعی: ابتدا به ستایش و تمجید آغاز کرد و گفت: ای ماه، اوج مهربانی.
هوش مصنوعی: از چرخ فلک زندگی، خوشی و شادی همواره بر تو نازل گردد.
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، به خاطر زلف و چهرهات، شب و روز عاشقان خوشحال و شاداباند.
هوش مصنوعی: همیشه دل تو شاد باشد و زیباییات از زوال و نابودی در امان بماند.
هوش مصنوعی: سپس از راه نصیحت و اندرز، چندین داستان فریبنده به او گفت.
هوش مصنوعی: ای کسی که از ناله و درد دیگران غافلی و در آسایش خود غرق شدهای، بدان که فریاد و التماس نیازمندان به گوش تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: در نهایت، به آسیبدیدگان و خستگان توجه کن و از درد و نالهی کسانی که شکست خوردهاند، دوری کن.
هوش مصنوعی: پادشاهان باید درباره ناراحتی و درد درونی افرادی که درخواست کمک میکنند، فکر کنند.
هوش مصنوعی: ای خسرو زیبایی، امروز مواظب باش که از درد دلهای عاشقانه برحذر باشی.
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان به شدت دلتنگ و شیدا هستند و جای تعجبی ندارد که این شعلهی عشق تمام عالم را در بر بگیرد و بسوزاند.
هوش مصنوعی: بر عاشق خود ظلم و بیمهری دور است و از آنچه به رابطه و دوستی مربوط میشود، به دور است.
هوش مصنوعی: این غمگین را در یک لحظه در درد و نگرانی تنها نگذار.
هوش مصنوعی: از روی بزرگواری بپرس حال او را و پیام خوشی از وصال و نزدیکیاش بفرست.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر زندگی کم بیافتی، نگران نباش. دلِ تو همیشه به تو کمک خواهد کرد و تو را در آغوش میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر حال دل او را بدانی، دیگر او را به گریه و زاری بیشتر وا نمیداری.
هوش مصنوعی: دور از تو چگونه به تو بگویم که حال من چطور است؟ از چشمانم مانند موجی از خون در حال غوطهورم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از حالتی سخت و ناگوار صحبت میکند. او به وضعیتی اشاره دارد که دلشکسته و دردمند است و به شدت احساس تنهایی و اضطراب میکند. این احساس باعث شده که او احساس عمق رنج و نیازمندی داشته باشد و دور از محبت و توجه دیگران به سر ببرد.
هوش مصنوعی: از درد و رنج او، بدنش به مانند موی باریک شده و روزش به خاطر جدایی، تیره و تار مانند شب است.
هوش مصنوعی: همیشه همراه با درد و بیماری هستی، مانند چشمی که همواره در غم و رنج است.
هوش مصنوعی: دل به خاطر جدایی ناراحت و غمگین است و چشمانم از اشتیاق و yearning پر از اشک و درد است.
هوش مصنوعی: روز شادی و سرور او به پایان رسیده و حالا در شب، جانش از شدت غم به سختی تحمل میکند.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از شوق، مانند گل، لباسی از اندوه به تن میکنم و در مواقعی دیگر مانند بلبل فریاد میزنم.
هوش مصنوعی: به قلب چه چیزی قرار میدهی وقتی که جراحتش را روشن میکنی؟ لحظهای مثل گل، نورش را در تاریکی پخش کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.