گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)» و حروف قافیهٔ «ان»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۷

 

ای امتان باطل بر نان زنید بر نان

وی امتان مقبل بر جان زنید بر جان

حیوان علف کشاند غیر علف نداند

آن آدمی بود کو جوید عقیق و مرجان

آن باغ‌ها بخفته وین باغ‌ها شکفته

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۲ - در مدح شاهزاده آزاده شجاع ا‌لسلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طاب‌الله ثراه فرماید

 

نادرترین اشیا نیکوترین امکان

از عقلهاست اول وز خلقهاست انسان

از انبیا پیمبر وز اولیاست حیدر

از اتقیا ابوذر وز اصفیاست سلمان

از نارهاست دوزخ وز خاکها مدینه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

وطواط » غزلیات » شمارهٔ ۹

 

ای معجزات موسی بنموده از گریبان

هم چشم تست فرعون ، هم زلف تست ثعبان

ای پیش روی خوبت حسن هزار یوسف

داری هزار یعقوب اندر هزار کنعان

ای خاسته بخوبی ، صد فتنه خاست از تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۳۵

 

از دورهای گردون وز صنع‌های یزدان

زیباترین عالم فرخ‌ترین کیهان

از نورهاست خورشید از طبعهاست آتش

از سنگهاست یاقوت از فصلهاست نیسان

از ماه‌هاست روزه از روزهاست جمعه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قطعات » شمارهٔ ۱۸

 

تا هست تیغ ‌کلها در برق و رعد نیسان

تا هست سوز دلها در زلف و جعد جانان

تا با فساد باشد همواره کون عالم

تا با وعید باشد پیوسته وعد یزدان

در مجلس بزرگان خالی مباد هرگز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲

 

بگذار تا بماند چشمم برهگذاران

پاداش آنکه نشناخت قدر وصال یاران

ای ابر نوبهاری باران تبار دیگر

طوفان چشمم امروز بگرفته جای بازان

یا رب مباد کسی را حیران دو دیده چونمن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۰

 

چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان

برخیز جان فدا کن در پای پاسبانان

گفتم که کفر بر دین چربید و عشق بر عقل

زین کار مشگل من خندند کار دانان

گفتم بدل که پیمان با گلرخان نبندی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۵

 

بشنو ز عشق رمزی، حیران مباش، حیران

یک جام به ز صد جم در بزم می پرستان

آن کس که صاف نوشد، در راه زهد کوشد

لیکن خبر ندارد از ذوق درد نوشان

ای جان جان جانم، در حال من نظر کن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاسم انوار
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۹

 

سرگشته ایم و حیران در کوی مهرورزان

زان زلفهای میگون، زان چشمهای فتان

زان شیوه و ملاحت، زان حسن و زان صباحت

واله شدیم، واله، حیران شدیم، حیران

هر کس بروی و راهی، رفتند پیش شاهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاسم انوار
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح امیر جستان

 

حور حریر سینه کام روان حوران

چشمم چو بحر دارد دل جایگاه بحران

بر ماه لاله کارد بر لاله مشگ بارد

پر مشگ لاله دارد رخسار و زلفش الوان

بر سرو باغ دارد بر گل چراغ دارد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲

 

زیباترین اشیا فرخ ترین اعیان

از هر چه هست پیدا و ز هر چه هست پنهان

از مرغها هزار است از وقتها سحرگه

از فصلها بهار است از نوعهاست آسان

از عهدها شباب است از آبها شراب است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نشاط اصفهانی