گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «انمن»

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۱

 

باز آمد آنکه سوختهٔ اوست ؟ جان من

خون گشته از جفاش دل ناتوان من

هرچند بینمش هوسم بیش می‌شود

روزی در ین هوس رود البته جان من

ای مهر آرزوی زخسرو بتافتی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹۸

 

از دستبرد ناله آتش زبان من

چون جوی شیر، آب شده است استخوان من

تا دست می زنی به هم، از دست رفته ام

بر بادپای گرد سوارست جان من

گلچین به جای گل کف افسوس می برد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹۹

 

فیض نسیم صبح بود با فغان من

بر شاخ گل گران نبود آشیان من

ریگ روان بادیه بی نشانیم

سرگشتگی است راهبر کاروان من

چون برق، منتهای نفس منزل من است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸۶

 

باز آمد آن که سوخته اوست جان من

خون گشته از جفاش دل ناتوان من

هر چند بینمش، هوسم بیش می شود

روزی در این هوس رود البته جان من

آنجا طلب مرا که بود گرد توسنش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۵

 

در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من

ای لاله کاش داغ تو بودی ازان من

از بس که حرف تیغ بتان شد زبانزدم

شد ریشه ریشه چون قلم مو، زبان من

گر پهلویم چو شمع نمی‌داشت، چربیی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۳

 

پیری به راه حرص نتابد عنان من

تن در نمی دهد به کشاکش کمان من

افسرده دل تر از دیم امّا توان نمود

سیر بهاری از مژهٔ خون فشان من

صرصر چه در خرابی من اضطراب داشت؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی