خون شد زفرقت تو دل مهربان من
بربست رخت از غم هجر تو جان من
خوش میگذشت با تو مرا مدتی بکام
هجری بدین صفت نبد اندرگمان من
بی وصل دلکش تو تبه گشت کار من
بیروی مهوش تو سیه شد جهان من
دعوی دوستی من و مهر میکنی
وانگاه بشنوی سخن دشمنان من
شادی دشمنان و فراق و جفای یار
هست از هزارگونه زیان بر زیان من
ناکرده هیچ جرم براندی مرا زخویش
آه ار بدوستان رسد این داستان من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و غم جدایی از معشوقش سخن میگوید. او احساس میکند که دل مهربانش به خاطر این جدایی خون شده و زندگیاش تحت تأثیر غم هجر قرار گرفته است. زمانی که با معشوقش بود، روزها به خوشی میگذشت، اما حالا بیوجود او، زندگیاش تیره و تار شده است. شاعر از طرفی به دوست داشتن خود اشاره میکند و از سویی دیگر از شنیدن سخنان دشمنانش دلخور و غمگین است. او نیز به این نکته اشاره میکند که هیچ جرم و گناهی مرتکب نشده، اما هنوز از جانب معشوقش طرد شده و این داستان دردناک به دوستانش هم خواهد رسید.
هوش مصنوعی: دل مهربان من به خاطر جدایی از تو در حال خونریزی است، و جانم از غم فراق تو آکنده از درد و رنج شده است.
هوش مصنوعی: مدتی با تو به خوبی گذشت، اما حالا که از هم دوریم، اصلاً فکر نمیکردم که چنین حالتی برایم پیش بیاید.
هوش مصنوعی: زندگیام بدون حضور تو نابود شد و بدون چهره دلفریب تو دنیا برایم تیره و تار گشت.
هوش مصنوعی: تو از دوستی من سخن میگویی ولی در عین حال به سخنان دشمنانم گوش میسپاری.
هوش مصنوعی: شادی دشمنان و دوری از یار و بدرفتاری او، برای من از هزار نوع خسارت و آسیب دردناکتر است.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات بدون اینکه مرتکب خطایی شده باشم، بهدلیل رفتار دیگران احساس میکنم که تحتفشار و آزار قرار گرفتهام. اگر این داستان به دوستانم برسد، به آنها نشان میدهد که چه مشکلاتی دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندوه این جهان بسر آید جز آن من
معروف شد بگیتی نام و نشان من
باز آمد آن که سوخته اوست جان من
خون گشته از جفاش دل ناتوان من
هر چند بینمش، هوسم بیش می شود
روزی در این هوس رود البته جان من
آنجا طلب مرا که بود گرد توسنش
[...]
ای فاش کرده عشق تو راز نهان من
بالای تو بلای دل ناتوان من
لعل حیات بخش تو آب حیات دل
یاقوت آبدار تو قوت روان من
ماه ملک صفاتی و حور فرشته خوی
[...]
ای مهر تو انیس دل ناتوان من
ذکر لب و دهان تو ورد زبان من
تا نام تو شنید و نشان تویافت دل
دیگر اثر نیافت ز نام و نشان من
از لوح خاطرم نرود نقش مهر تو
[...]
میخواست شب که داغ نهد دلستان من
میساخت او فتیله و میسوخت جان من
گو استخوان من سگ کویت مخور که هست
پیکان زهر دار تو در استخوان من
خواهم زبان خویش برون آرم از دهان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.