گنجور

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » مسلمان فاقه مست و ژنده پوش است

 

مسلمان فاقه مست و ژنده پوش است

ز کارش جبرئیل اندر خروش است

بیا نقش دگر ملت بریزیم

که این ملت جهان را بار دوش است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » ز محکومی مسلمان خود فروش است

 

ز محکومی مسلمان خود فروش است

گرفتار طلسم چشم و گوش است

ز محکومی رگان در تن چنان سست

که ما را شرع و آئین بار دوش است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » خودی را نشهٔ من عین هوش است

 

خودی را نشهٔ من عین هوش است

ازن میخانهٔ من کم خروش است

می من گرچه نا صاف است درکش

که این ته جرعهٔ خمهای دوش است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بهل افسانهٔ آن پا چراغی

 

بهل افسانهٔ آن پا چراغی

حدیث سوز او آزار گوش است

من آن پروانه را پروانه دانم

که جانش سخت کوش و شعله نوش است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » خرد زنجیری امروز و دوش است

 

خرد زنجیری امروز و دوش است

پرستار بتان چشم و گوش است

صنم در آستین پوشیده دارد

برهمن زادهٔ زنار پوش است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری