گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷۸

 

مرا گر همّتی مردانه بودی
خلاصم از دلِ دیوانه بودی
چنین جانم ز دل کی سیر گشتی
اگر جانانه‌ام هم خانه بودی
غلط کردم که در شریان جان است
چه می‌گویم که بودی یا نبودی
اگر عاقل نبودی در حجابی
چو مجنون از خرد بیگانه بودی
کجا پیمان به سر دانستمی برد
اگر نه بر کفم پیمانه بودی
کبوتر گر قناعت پیشه کردی
کجا در بندِ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری