گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۰۷

 

ببستی چشم من ز افسون زبان همدلم بردی نه تنها بلکه جان هم
خرابم می‌کنی از رخ ز لب نیزازینم میکشی جانا از آن هم
ز تیر تست ما را دعوی خونگواهی میدهد دل آن کمان هم
ز بیداد تو خورسندم همه عمراگر خون ریزیم راضی بدان هم
برو ای باد بوسی زن بران پایاگرچیزی نگوید بر دهان هم
بده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸۰

 

ببستی چشم من ز افسون زبان هم
دلم بردی نه تنها بلکه جان هم
خرابم می کنی از رخ، ز لب نیز
ازینم می کشی، جانا، از آن هم
ز تیر تست ما را دعوی خون
گواهی می دهد دل، آن کمان هم
ز بیداد تو خرسندم همه عمر
اگر خون ریزیم، راضی، بدان هم
برو، ای باد، بوسی زن برای پای
اگر چیزی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی