گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۳

 

گهی در دل گهی در دیده باشی
دلم را خون کنی وز دیده پاشی
ز لوح خاطرم نقش بتان را
تراشیدی خوشا این بت تراشی
خریدار تو زان رو شد جهانی
که چون یوسف به خوبی گشته فاشی
چو چنگ از دست تو زان می خروشم
که چون چنگم رگ جان می خراشی
چه می پرسی که جامی عاشق کیست
چه گویم من تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » رمیدی از خداوندان افرنگ

 

رمیدی از خداوندان افرنگ

ولی بر گور و گنبد سجده پاشی

به لالائی چنان عادت گرفتی

ز سنگ راه مولائی تراشی


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۲۴ - وله ایضا

 

ایا حرّی که دستت گاه بخشش
چو ابر بهمنست از سیم پاشی
شکاری کرده ام امروز زیبا
چنان کز سیم سروی بر تراشی
ولیک از شرم رویم می نماید
از آن تارک که خود دانی تحاشی
گرم تو یک صراحی می فرستی
ز روی دوستی و خواجه تاشی
فتوحی کم از وگردد میِسر
چنان باشد که تو خود داده باشی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل