گنجور

عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱

 

دلی پر گوهر اسرار دارمولیکن بر زبان مسمار دارم
چو یک همدم نمی‌دارم در آفاقسزد گر روی در دیوار دارم
چو هیچ آزادهٔ داننده دل نیستچه سود ار جان پر از گفتار دارم
درین تنهایی و سرگشتگی مننه یک همدم نه یک دلدار دارم
مرا گویند کو عزلت گرفته استدرین عزلت خدا را یار دارم
سر کس می‌ندارم چون کنم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۹

 

عروج همتی در کار دارم

همه گر سایه‌ام دیوار دارم

غبارم آشیان حسرت اوست

چمن درگوشهٔ دستار دارم

نفس بیتابی دل می‌شمارد

هجوم سبحه در زنار دارم

نگاهی تا به مژگان می‌رسانم

ز خود رفتن همین مقدار دارم

مپرس از انفعال ساز غفلت

ز هستی آنچه دارم عار دارم

چو شمعم چاره غیر سوختن نیست

به سر آتش‌، ته پا خار دارم

به خود می‌لرزم از تمهید […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی