بنامیزد بتی عیار دارم
که با او از دو عالم عار دارم
چه غم گر دارم از وی دیده خونبار
که چونان لعبتی خونخوار دارم
ز تیغش تا قیامت سینه مجروح
ز لعلش دیده گوهر بار دارم
به عکس عادت از یک سرو بالاش
به یک کاشانه صد گلزار دارم
هزارش گل به بار اما چه حاصل
که از هر غنچه اش صد خار دارم
دلم با خود نبردی زانکه دیدی
غم صد مرده بر وی بار دارم
فراقم کاست از هر در ولی شکر
که غم از دولتت بسیار دارم
همه خلق جهان نالند ز اغیار
خلاف من که داد از یار دارم
برو ناصح به زهد و پارسایی
مخوانم غیر این هم کار دارم
الا یار وفا پرور ندانی
کت از غم تاکجا تیمار دارم
ز شرح تاب و تیمار جدایی
بیا برخوان که صد طومار دارم
صفایی فسق و زهد از من میاموز
که زین کفر و دین انکار دارم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوقی عیار و خونخوار میگوید که عاشق او هرگز نمیتواند بر درد و رنج ناشی از عشق بیتوجه باشد. او با وجود مجروحیت سینه و دیدهای اشکبار، به گلها و زیباییهای معشوق اشاره میکند، ولی گلها به دلیل وجود خاری در زندگیاش، محصور و بیثمرند. فراق از معشوق او را غمگین کرده، ولی او همچنان از عشقش شکرگزاری میکند. شاعر در انتها به ناصحانی که به زهد و پارسایی دعوتش میکنند، میگوید که اینها برای او بیمعناست و از غم و عشقش سخن میگوید. عشق او به معشوق به حدی عمیق است که هر گونه توصیه و اندرز در برابر آن جایی ندارد.
هوش مصنوعی: من بت دلربایی دارم که به خاطر او از هر دو جهان شرم و عیب دارم.
هوش مصنوعی: چه غم که از او به خاطر اشکهای فراوانم ناراحت هستم، وقتی که با زیبایی مانند یک عروسک خونین در کنارم دارم.
هوش مصنوعی: از تیغ خردکننده او تا قیامت، سینهام مجروح خواهد بود و از لعل دلربایش، چشمانم پر از اشکهای گرانبهاست.
هوش مصنوعی: من به جای اینکه از یک درخت بلند استفاده کنم، از یک خانه باغی با صد گل استفاده میکنم.
هوش مصنوعی: هزاران گل در باغ دارم، اما چه فایده که از هر غنچهای که باز میشود، صد خاری دردناک وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل من را با خودت نبردی، چون دیدی که غم سنگینی شبیه به بار مردگان بر دوش من است.
هوش مصنوعی: از جدایی من به هرجا که میروم، کاسته شده، اما خوب است که به خاطر تو، غمهای زیادی دارم.
هوش مصنوعی: تمام مردم دنیا از دشمنان و مشکلات شکایت دارند، اما من از یار و همراهیاش و برکتش راضی و شاکرم.
هوش مصنوعی: به سراغ معلم دین نرو و او را به خاطر زهد و پارسایی خطاب نکن، من کارهای دیگری دارم که باید انجام دهم.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیداند که من برای عشق و وفا چقدر در دل غم دارم و تا کجا به خاطر این احساسات از خودم مراقبت میکنم.
هوش مصنوعی: از بیان درد و رنجی که از جدایی دارم، بیایید و بشنوید، زیرا داستانهای زیادی در دل دارم.
هوش مصنوعی: بیا و از من یاد بگیر که چگونه در زندگی میتوان هم از لذایذ دنیا بهرهبرد و هم از اصول معنوی فاصله نگرفت، زیرا من نسبت به تمام باورهای موجود چیزی جز تردید ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر آن گاهی که چون تو یار دارم
نهیب راه محشر خوار دارم
نگارا روی چون دینار دارم
که بی دینار با تو کار دارم
تو خورشیدی و خورشید جوانی
ز عشقت بر سر دیوار دارم
همیپرسی که سرمایه چه داری
[...]
دلی پر گوهر اسرار دارم
ولیکن بر زبان مسمار دارم
چو یک همدم نمیدارم در آفاق
سزد گر روی در دیوار دارم
چو هیچ آزادهٔ داننده دل نیست
[...]
سخن در سینه زین بسیار دارم
نمیگویم که عمری کار دارم
دلا من آرزوی یار دارم
هوای کوی آن دلدار دارم
بتم گرچه ره دیدار دربست
هنوز اندیشهٔ دیدار دارم
اگرچه چشم بختم ماند در خواب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.