گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۳

 

بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی

چو شعری نور افشانی و زان اشعار برگویی

به جان جمله مردان به درد جمله بادردان

که برگو تا چه می‌خواهی و زین حیران چه می‌جویی

از آن روی چو ماه او ز عشق حسن خواه او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۳

 

کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی

کسی را کو به جان و دل تو را جوید نمی‌جویی

دل افکاری که روی خود به خون دیده می‌شوید

چرا از وی نمی‌داری دو دست خود نمی‌شویی

مثال تیر مژگانت شدم من راست یک سانت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴

 

گر از زلف پریشانت صبا بر هم زند مویی

برآید زان پریشانی هزار افغان ز هر سویی

به بوی زلف تو هر دم حیات تازه می‌یابم

وگر نه بی‌تو از عیشم نه رنگی ماند و نه بویی

به یاد سرو بالایت روان در پای تو ریزم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۱

 

به ناقوسی دل امشب از جنون خورده‌ست پهلویی

بر این نُه دیر آتش می‌زنم سر می‌دهم هویی

ز فیض وحشتم همسایهٔ جمعیت عنقا

چو دل دارم به پهلو گوشهٔ از عالم آنسویی

به هر بی‌دست و پایی سیر گلزاری دگر دارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۲

 

به وحشت برنمی‌آیم ز فکر چشم جادویی

چو رم دارم وطن در سایهٔ مژگان آهویی

به بزمت نیست ممکن جرأت تحریک مژگانم

نی‌ام آیینه اما از تحیر برده‌ام بویی

نگردی ای صبا بر هم زن هنگامهٔ عهدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۳

 

بهار آن دل ‌که خون ‌گردد به سودای ‌گل رویی

ختن فکری‌ که بندد آشیان در حلقهٔ مویی

سحر آهی‌ که جوشد با هوای سیر گلزاری

گهر اشکی‌که غلتد در غبار حسرت‌ کویی

ز پای مور تا بال مگس صد بار سنجیدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۹۳

 

ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی

چو داغ لاله دایم در نظر دارم پریرویی

به برگ سبز چون خضر از ریاض جان شدی قانع

به خون رنگین چو شاخ گل نگردی دست و بازویی

ازان در جیب گل بسیار بیدردانه می ریزی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

ابوالحسن فراهانی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۶۰

 

گرفتارم میان چین زلف و چین ابرویی

چون آن کشتی که هردم می رباید بادش از سویی

به معنی برده ام پی نیستم پروانه و بلبل

که گاهی سوزم از رنگی و گاهی نالم از بویی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالحسن فراهانی