گنجور

اشعار مشابه

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷

 

مپندار از لب شیرین عبارت

که کامی حاصل آید بی مرارت

فراق افتد میان دوستداران

زیان و سود باشد در تجارت

یکی را چون ببینی کشته دوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷

 

نپرسی حال یار دلفکارت

که هجران چون کند با روزگارت

ته که روز و شوان در یاد مویی

هزارت عاشق با مو چه کارت


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶

 

چه شیرین گفت خسرو این عبارت

که نبود وصل شیرین بی‌مرارت

سرم را در ره وصل تو دادم

که بی‌سرمایه صعب افتد تجارت

سزد گر زندهٔ جاوید مانم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷

 

ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت

ز ما صد دل وز آن مه یک اشارت

دلا از چشم خونخوارش‌ حذر کن

که بی‌رحمند ترکان وقت غارت

به خون دل بسازم از غم دوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

فايز » ترانه‌هاي فايز بر اساس نسخه‌اي ديگر » بخش دوم دوبيتي‌ها » شمارهٔ ۱۵

 

کشم تا چند جانا انتظارت؟

نشینم تا به کی در رهگذارت؟

وطن سازد سر راه تو فایز

که تاگیرم دوباره در کنارت


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

سید حسن غزنوی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - در مدح جمال الدین محمد وزیر که روضه مطهر پیغمبر را عمارت کرده بود گوید

 

چو دولت رفت بر تخت امارت

مه تاجش پذیرفت استدارت

وزیری جست فحل و شهم و مقبل

که باشد در همه کارش مهارت

بسازد کار عقبی از کفایت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سید حسن غزنوی