گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۸۲

 

هزار سختی اگر بر من آید آسان استکه دوستی و ارادت هزار چندان است
سفر دراز نباشد به پای طالب دوستکه خار دشت محبت گل است و ریحان است
اگر تو جور کنی جور نیست تربیتستو گر تو داغ نهی داغ نیست درمان است
نه آبروی که گر خون دل بخواهی ریختمخالفت نکنم آن کنم که فرمان است
ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۸۶ - در مدح صاحب جمال‌الدین محمد و شکایت از روزگار

 

کمال دین محمد محمد آنکه برایجمال حضرت و صدر و وزیر سلطانست
نفاذ حکم و قضا و قدرت قدر وسع آنکبه حل و عقد ممالک منوب دورانست
سپهر برشده تا رای روشنش دیدستز بر کشیدن خورشید و مه پشیمانست
زمانه در دل کتم عدم ضمیری داشتکه در وجود نگنجد کمال او آنست
مدار جنبش قدرش ورای خورشیدستدر سرای کمالش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۸۷

 

بهشت را چه کنی عرضه بر قلندریانبهشت چیست نشانی ز بود انسانست
به سر سینهٔ پاک و به جان معصومانبدان خدای که دانای سر و اعلانست
که نقل رند ز مستان لم‌یزل خوشترز میوهای بهشت و نعیم رضوانست


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲

 

اگر چه بلبل طبعم هزار دستانستحدیث من گل صد برگ گلشن جانست
ز بیم چنگل شاهین جان شکار فراقدلم چو مرغ چمن روز و شب در افغانست
چو تاب زلف عروسان حجله خانهٔ طبعروان خسته‌ام از دست دل پریشانست
چو از سر قلمم برگذشت آب سیاهسفینه ساز و میندیش ازینکه طوفانست
کسی که ملکت جم پیش همتش بادستاگر نظر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۸

 

دلم در آرزوی عشق روی جانانست
بعشق می نرسم این همه بلا زانست
همه ازین سوی عشقست هر چه رنج و بلاست
چو جان بعشق گروکشت کار اسانست
چو اهل عشق نباشی و لاف عشق زنی
تو آن کمال شناسی و عین نقصانست
نخست شرط ره عشق دیدة بیناست
که عشق چهرة خوبان نه کار کورانست
چو دیده ور شدی آنگه حجاب بسیارست
که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل