گنجور

اشعار مشابه

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۱

 

سپیده دم که برآمد خروش بانگ رحیل

برفت پیش سرشک من آب دجله و نیل

جهان ز گریه‌ام از آب گشت مالامال

ز سوز سینه‌ام آتش گرفت میلامیل

هلاک من چو بوقت وداع خواهد بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۲۰

 

وجیه دین محمد امیر اسماعیل

که رزق خلق خدا را کف تو گشت کفیل

گشاده است ز دست تو دجله احسان

چنانچه چشمه زمزم ز پای اسماعیل

سواد باصره سائلان کند روشن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۹

 

وفور مال به تأکید خسّت است دلیل

گشاد دست نمی‌خواهد آستین طویل

شرر چه بال تواند گشود در دل سنگ

چراغ دیدهٔ مور است در سرای بخیل

به قوّت حشم از جادهٔ ادب مگذر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۳ - دار مجازات

 

همی چه گویی چندین چراست قالاقیل

به پیش این در و برگرد آن بلند نخیل

شگفت روزی‌، همچون قیامت از انبوه

فراخنایی‌، مانند محشر از تهویل

ز بس نظارگیان درتنیده یک به‌دگر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۱ - ستایش سیف الدوله محمود

 

ولایت مه شعبان به روزه شد تحویل

بدل شد این مه با آز و اینت نیک بدیل

به امر باری شیطان شدست بسته به بند

زبان خلق گشاده شدست بر تهلیل

چو نار در دل کفار و نور در مسجد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۶۳ - در حق جمال الدین

 

جمال دین پیمبر ، تو آن سر افرازی

که نیست بمعالی و مکرمات عدیل

سداد رأی تو در گرد ملک حصن حصین

جناح عدل تو بر اهل شرک گشته دلیل

بجنب حلم تو احنف شده سفیه سفیه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۹۱

 

رسید عید همایون و روزه کرد رحیل

به جام داد فلک روشنایی از قندیل

چو روشنایی قندیل بازگشت به جام

سزدکه من به غزل بازگردم از تهلیل

غزل ز بهر غزالی غزاله رخ‌ گویم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۰

 

به زلف و خال تو کردی خون خویش سبیل

به شرط آنکه سئانند خونبها ز قتیل

متاع من سر و جان است و نیست لایق دوست

به دوستان چه فرستد کسی متاع قلیل

تنم گداخت چو شمع و دلیل ضعف دل است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

ایرج میرزا » قصیده‌ها » شمارهٔ ۲۳ - در نعتِ نبّی خاتَم

 

نه عاقل است که دارد در این سرایِ رحیل

قصّیر عمرِ خود اندر امید هایِ طویل

نهد به گردنِ جان رشته یی ز طولِ اَمَل

که تا قیامت آن رشته را بود تطویل

مَناص جویی از این رشته لاتَ حِینَ مَناص

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ایرج میرزا
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح ابومنصور

 

تنم بگونه نال و دلم بگونه نیل

جهان ز نیلم نال و روان ز نالم نیل

چو نیل چشم منست از گریستن شب و روز

چراست جای نهنگ اندر آن دو چشم کحیل

رفیق رنجم تا عشق با منست رفیق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۰

 

خدای جل جلاله برای اسمعیل

ز باغ خلد فرستاد فدیه سوی خلیل

ولی ببار ولیعهد شه که طعنه زند

بباغ خلد و صبا اندر او چو جبرائیل

مرا فرستاد ایزد برای قربانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ادیب الممالک فراهانی