گنجور

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین

 

ای روی نکو! روی سوی من کن و بنشینزنهار ز من دور مدار آن لب شیرین
تو سروی و بر پای نکوتر که بود سرونی‌نی که ترا سرو رهی زیبد بنشین
امروز مرا رای چنانست که تا شبپیوسته ترا بینم تو نیز مرا بین
چشم من و آن روی پر از لاله و پر گلدست من و آن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاک

 

ای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبریکانچه بدهد به یسارت بستاند به یمین
آفتابش که در این دعوی رایت بفراشتاگر انصاف دهی آیت بخلیست مبین
از بخیلی نبود آنکه کسی دادهٔ خویشبرکشد از سر آن تا فکند در بر این
پارهٔ ابر سیه را ندهد بهرهٔ نورتا به اندازهٔ آن باز نخواهد ز زمین


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح جلال‌الوزرا مجدالدین علی

 

ای جهان خاتم جان‌بخش ترا زیر نگینآسمان را ز جمال تو نظر سوی زمین
طیره از طرهٔ خوشبوی تو عطار ختنخجل از عارض نیکوی تو صورتگر چین
حسن روی تو نماینده‌ترست از طاوسچنگ عشق تو رباینده‌ترست از شاهین
عقل در کوی تو اعراض نمود از فردوسطبع با روی تو بیزار شد از حورالعین
دل برآنست که تنها بکشد بار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۴۴

 

صورت لطف الهی شرف ملت و دین
معدن خلق حسن مظهر حق شاه حسین
شاه پرویز لقا خسرو جم قدر که هست
دل و دستش به همه مذهب و کیشی بحرین
بحر را با دل او عقب قیاسی می‌کرد
آن قدر بود که از قطره به دریا مابین
عقل با رفعت او صرفه مه داشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۶۷ - در مدح اتسز

 

رمضان آمد و آورد ز فردوس برین
صد هزاران مدد خیر بر شاه زمین
رمضان ناظم اسباب صیامست و قیام
ای همه شادی آن ماه که او هست همین !
دیده از هیبت او طایفهٔ شرک فتور
گشته از حشمت او قاعدهٔ شرع متین
اندرین ماه که از خلد جهان راست بشیر
وندرین بخت که بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۲

 

به جفا دست برآورد و کمر بست به کین
چه کنم دستِ وفا بر نتوان بست چنین
یار بدخو و ملامت ز پس و دشمن پیش
غفرالله که دارد سر و کاری به ازین
سرو قدّی که روان تازه کند چون طوبا
ماه‌رویی که بد و فخر کند حورالعین
چون بود ماهِ چنان خاصه بود آهو چشم
چون بود سروِ روان خاصه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۹

 

عشق حالیست که جبریل بر آن نیست امین
صاحب حال شناسد سخن اهل یقین
جرعه بر سر خاک از می عشق افشاندند
عرش و کرسی همه بر خاک نهادند جهین
مرغ فردوس درین پرده نوازد دستان
طوطی قدس ازین آینه گیرد تلقین
اهل فتوی که فرو رفته کلک و ورقند
مشرکانند که اقرار ندارند بدین
مفلسی عشق ندارد هوس منصب و جاه
خاک این […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی