گنجور

اشعار مشابه

 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در ستاش میرمیران

 

تفت رشک ریاض رضوان است

که در او جای میرمیران است

غیرت باغ جنت است آری

هر کجا فیض عام ایشان است

حبذا این رخ بهشت آرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۵۲

 

تا به غربت فتاد خاقانی

یکدری خانه‌ایش زندان است

نه درون ساختنش توفیق است

نه برون تاختنش امکان است

روی چون عنکبوت در دیوار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۵۳

 

دار عزلت گزید خاقانی

که به از دار ملک خاقان است

خورش از مشرب قناعت ساخت

که چو زمزم هم آب حیوان است

نبرد تا تواند انده رزق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸

 

شربتی در دو لعل جانان است

که خیالش مفرح جان است

از پی قتل مردم دانا

تیغ در دست طفل نادان است

می‌توان یافتن ز زخم دلم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴

 

مرد مردانه شاه مردان است

در همه حال مرد مردان است

در ولایت ولی والی اوست

بر همه کاینات سلطان است

سید اولیا علی ولی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵

 

خانهٔ دل سرای جانان من است

خلوت خاص حضرت جان است

بزم عشق است مجلس جانم

ساقیش بندگی جانان است

عشق سر‌مست توبه ‌ام بشکست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹

 

هرکه چون ما حریف مستان است

در خرابات رند مستان است

نور چشمست هرچه می بینم

دل و دلدار و جان و جانان است

آفتابی است برقعی بسته

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰

 

بندگی کن که کار نیک آن است

این چنین کار کار نیکان است

دل ما دلبری که می بیند

جان به او می دهد که جانان است

آفتابی به مه شده پیدا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱

 

نعمت الله حریف مستان است

عاشق روی می پرستان است

در خرابات مست لایعقل

ساقی بزم باده نوشان است

والهٔ زلف روی محبوب است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲

 

نعمت الله میر رندان است

طلبش کن که پیر رندان است

بزم عشق است عاشقان سرمست

ساقی ما امیر مستان است

دل ما گنجخانهٔ عشق است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۲۴

 

هیچمان از کسی دریغی نیست

آنچه داریم در ضرردان است

باز بنیاد عشق نو کردیم

با حریفی که جان جانان است

باز زُنار عشق بر بستیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۰

 

جنت نفس دوزخ جان است

ترک دوزخ بگو بهشت آن است

آبش آتش نماید آتش آب

دوزخش در بهشت پنهان است


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۱

 

همه عالم تن است و او جان است

شاه شروان و میر او جان است

جام گیتی نماش می‌ خوانند

به حقیقت بدان که این آن است


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۲

 

ظلم فریادی از ضعیفان است

ناله برق در نیستان است

تیغ بیدادگر دو سر دارد

از هدف بیش تیر نالان است

سفره خاک و خوان گردون را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۳

 

عشق سلطان و عقل دهقان است

رزق دهقان ز عدل سلطان است

عشق چون آفتاب کنعانی

عقل ده گانه همچو اخوان است

کیست گردن ز حکم عشق کشد؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۸

 

سرو قدت روان لبت جان است

جان من این روان من آن است

حلقه حلقه اگر نه مست نواند

در گوش تو از چه غلطان است

یادگارم ز تیر غمزه تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۴ - نیز در خیمه و مدح شاه گوید

 

یارب اینخیمه یا گلستان است

یا نمودار چرخ گردان است

دوخت نرگس بنقش او دیده

یا در او چشم خلق حیران است

گرد این خیمه بین که از حشمت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی