گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ری»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۹

 

ای خیالی که به دل می‌گذری

نی خیالی نی پری نی بشری

اثر پای تو را می‌جویم

نه زمین و نه فلک می‌سپری

گر ز تو باخبران بی‌خبرند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳۰

 

تو چرا جمله نبات و شکری

تو چرا دلبر و شیرین نظری

تو چرا همچو گل خندانی

تو چرا تازه چو شاخ شجری

تو به یک خنده چرا راه زنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۰

 

دوش سرمست به وقت سحری

می‌شدم تا به بر سیم‌بری

تیز کرده سر دندان که مگر

بربایم ز لب او شکری

چون ربودم شکری از لب او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳

 

یک زبان داری و صد عشوه‌گری

من و صد جان ز پی عشوه خری

از جگر خوردن توبه نکنی

زانکه پرورده به خون جگری

زهره داری تو ز بیم دل خویش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۶

 

هیچت افتد که به ما بر گذری

وز سرِ لطف به ما در نگری

می توانی که دلم دریابی

بهترک زین غم کارم بخوری

چند خاموش توان بود و حمول

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی