گنجور

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۹ - مخترع

 

دل صدپاره‌ام از لعل تو خونست دگر

هر دم از رهگذر دیده برونست دگر

دل مجنون که دران زلف شد ای باد صبا

گو که در حلقه آن سلسله چونست دگر

ز سر نو مگر آراسته مشاطه صنع

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۱ - مخترع

 

کیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟

روح صافی کندم لعل مذابست مگر؟

خواب در چشم، ندارم ز خیال مژه‌ات

خیل هندو زده صف رهزن خوابست مگر؟

حمرت بیضه من هست و به خوناب سرشک

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۲ - تتبع خواجه

 

نوبهاران به قدح آب طربناک انداز

ابرسان غلغله در گنبد افلاک انداز

چند از دور فلک چون کره سرگردانی

فتنه از دور قدح در کره خاک انداز

پاک بازی اگر از ایزد پاکت هوس است

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۴ - تتبع خواجه

 

کوثر و حور ز گلزار جنان ما را بس

باده و مغبچه از دیر مغان ما را بس

طوبی نسیه ترا زاهد خودبین که به نقد

سایه رفعت آن سرو روان ما را بس

عالم از اهل عنان گیرد و از کهنه و نو

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۸

 

تا که یک شام به بزم طربش در شد شمع

کشته و مرده آن شوخ ستمگر شد شمع

در شب وصل رخ آن بت مهوش کافیست

شمعها خوش نبود زانکه مکرر شد شمع

شعله آتش رخسار تواش در گیرند

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجه

 

عکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم

گونه ای زردوشی در می حمرا فکنم

ای گدایان در میکده همت که به جهد

خویشتن را اگر از صومعه آنجا فکنم

وه که آن مغبچه پروا نکند گر خود را

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجه

 

اینکه خود را به در میکده عریان کردم

خرقه را رهن شراب از پی رندان کردم

دوش یک جرعه ام احسان ننمودی هر چند

اشک چون شمع فشاندم سپس افغان کردم

عمرها آنچه دل از علم و عمل جمع نمود

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۳ - مخترع

 

من که مخمور سحرگاه به میخانه روم

شام سرمست و غزل‌خوان سوی کاشانه روم

روز از ساغر می چون که ببندم پیمان

نا شده شب به سر ساغر و پیمانه روم

آشنایان خرابات مرا نشناسند

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۰ - تتبع خواجه

 

مستم آنسان که گر از دیر مغان برخیزم

افتم ای مغبچه خود گو که چسان برخیزم

سر گرانم ز خمار اینکه نیارم برخاست

لطف کرده چو دهی رطل گران برخیزم

مگس روح نشسته به لبت چون گویم

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۳

 

باز در دیر بتی عشوه‌نما می‌بینم

کاهل دین را ز وی آشوب و بلا می‌بینم

زاهدا منع مکن چون نگرم در رخ او

عیبِ این چیست که در صُنع خدا می‌بینم

من و مایی نبود در رَهِ وحدت هُش دار

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجه

 

ما به میخانه پی دفع گناه آمده‌ایم

یعنی از زهد ریایی به پناه آمده‌ایم

سر به کونین نیاریم فرو از دو قدح

چو بگوییم پی حشمت و جاه آمده‌ایم

روی چون بر ره میخانه نهادیم مزن

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجه

 

نیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم

از تو در سینه خود پاره‌ای آتش دارم

ساقیا جرعه میْ ده که به امید وصال

درکشم چند دل از هجر جفاکش دارم

روکشا جمعیتم را که من سودایی

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۵ - تتبع خواجه

 

من که دُردی‌کش آن مغبچه خمارم

جام جم کهنه سفال در او پندارم

بزم او حلقه جمعیت مخصوصان است

من که مردودم و آشفته نباشد یارم

چو کشم جانب رندان سبوی باده به دوش

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۸ - تتبع خواجه

 

من که هردم ز فلک صد الم آید پیشم

غیر بیهوشی و مستی چه صلاح اندیشم؟

گر به زنار میان چست کنم عیب مدار

من که در خدمت آن قاتل کافرکیشم

نکند سود مرا کسوت درویشانه

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۹ - تتبع خواجه

 

ای شه صف‌شکنان خسرو ناوک‌فکنان

صد شکست از صف مژگان تو بر صف‌شکنان

تلخ‌کام از شکر لعل لبت نوش‌لبان

زهرخند از لب شیرین تو شیرین‌دهنان

از قدت پست شده سایه شمشادقدان

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۰ - تتبع خواجه

 

در خرابات مگو کام چه خواهد بودن

در رخ مغبچه و جام چه خواهد بودن

ساقیا جام می آغاز بکن چون کس را

نیست معلوم که انجام چه خواهد بودن

صبحدم جام چو خورشید به دستم ده ازانک

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۳ - تتبع شیخ

 

ز آتش عشق تو چون خاک شود منزل من

علم قبر بود شعله دود دل من

رنگ از خون دل و آب ز پیکان تو یافت

غنچه های غم و محنت که دمد از گل من

تیغ بر غیر زنی تا شوم از غصه هلاک

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۲ - تتبع خواجه

 

ای که گشتی سوی میخانه به رندان پیرو

وجه می گر نبود جان گرو و جامه گرو

در خیالات خط سبز کمان ابروی خویش

«مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو»

بی‌خود افتادم و بازم چو به هوش آمد دل

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۴ - تتبع خواجه

 

سرگران گشتم ازان نرگس خواب‌آلوده

جگرم خون شد ازان لعل شراب‌آلوده

لبش آلوده به می گشت و حیاتم بخشید

جوهر جان که به یاقوت مذاب آلوده

گفتمش کوی تو آلود ز اشکم گفتا

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۰ - تتبع خواجه

 

باز در کوی مغان عاشق مستم جایی

نی ز خویشم خبر و نی ز کسم پروایی

ای که رسوایی من میطلبیدی خوش باش

که ز عشقت نتوان یافت چو من رسوایی

مست در دیر بهر نغمه که از عشق کشند

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 
 
۱
۲
۳
۴
sunny dark_mode