گنجور

 
امیرعلیشیر نوایی

ای که گشتی سوی میخانه به رندان پیرو

وجه می گر نبود جان گرو و جامه گرو

در خیالات خط سبز کمان ابروی خویش

«مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو»

بی‌خود افتادم و بازم چو به هوش آمد دل

«یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو»

خانه دل ز غم گردش گردون تیره است

آفتاب می اگر بفکند آنجا پرتو

ای دل آواز مغنی شنو آنگه واعظ

گرچه فریاد کند گوش بگیر و مشنو

ای که از ناز کله گوشه حسنت بشکست

از شکست دگرش یاد کن و غره مشو

فانیا با خودی خویش به جانان نرسی

خودی از خویش جدا افکن و بی‌خویش برو

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

لنگ لنگاک من ای بلمه پیوسته برو

مغ مفلوج زده بر به رخت اف تفو

لنگ مغ زاده گر زاصل و چو مازو بی مغز

روی شسته بحشاشات و تراک و مازو

از ره ایمان در کفر مزیدی که چنین

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۳۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
مولانا

همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو

چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو

همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است

هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو

پر شود خانه دل ماه رخان زیبا

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو

امشب از بهرِ خدا مرحمتی کن بمرو

امشبی باش که فردا به تو تسلیم کنم

جان و دل هر دو به دستِ تو نهادیم گرو

هم چنین کُنجِ من آراسته می دار چو گنج

[...]

ابن یمین

ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو

گشته طاق خم ابروی تو جفت مه نو

که شب از روز شناسد بیقین گر نبود

طره و چهره تو مایه ده ظلمت وضو

گر چو پروانه ز غم سوخت رقیبت چه غم است

[...]

سیف فرغانی

من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو

آخراین عشق مرا با تو سبب چیست بگو

از خودم بوی تو می آید واین نیست عجب

هرچه را با گل وبا مشک نهی گیرد بو

من چو با روی تو همچون مگسم با شکر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه