گنجور

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۷

 

تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود

دل من طالب وصل تو به جان خواهد بود

بر من خسته نظر گر فکنی از سر لطف

اثر همت صاحب نظران خواهد بود

دیده تا بر قد آن سرو روان بگشایم

[...]

جهان ملک خاتون
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵

 

تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود

سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود

حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است

بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه

[...]

حافظ
 

حافظ » مقدّمهٔ جمع آورندهٔ دیوان حافظ

 

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

حافظ
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۸

 

تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود

دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود

ما درین دیر مغان بهر نیاز آمده ایم

سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

«من ر آنی » و « رألحق » چه سخن می گوید؟

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۹

 

هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود

خاطر اندر پی آن سرو روان خواهد بود

چیست این نور تجلی که جهان را بگرفت؟

اول و عاقبت کار همان خواهد بود

سر ببازم به هوای تو که مسکین توام

[...]

قاسم انوار
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرماید

 

تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود

سرما خاک ره پیر مغان خواهد بود

تازقطنی و قدک نام و نشان خواهد بود

تنم از شوق شمط جامه دران خواهد بود

برزمینی که در وصندلی رخت نهند

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب او

 

تا که رختم ببر جامه بران خواهد بود

از بی وصله دو چشمم نگران خواهد بود

دست ما درازل و دامن یکتائی بود

برهمانیم که بودیم و همان خواهد بود

آفت دور بدستار بزرگان مرساد

[...]

نظام قاری
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۳

 

خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود

هرچه او بر سر ما خواست همان خواهد بود

جان من رفتی و چون صورت بیجان برهت

چشم من تا بقیامت نگران خواهد بود

میروی سرو من از دیده و جانی که مراست

[...]

اهلی شیرازی
 

میلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳

 

چند یارب غم دل در پی جان خواهد بود

توسن شوق چنین سخت عنان خواهد بود

چون کنندم به قیامت ز بد و نیک سوال

حیرت روی توام بند زبان خواهد بود

هر زمان یار و رقیبان سوی من می‌نگرند

[...]

میلی
 

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳

 

تا قدم بر اثر نام و نشان خواهد بود

گوشهٔ دامن ما وقف میان خواهد بود

می نمودند ملایک به ازل عشق به هم

کاین گهر دست زد بی بصران خواهد بود

گر شود کون و مکان زیر و زبر در ره عشق

[...]

عرفی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

تا ژ گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود

کار مرغان چمن آه و فغان خواهد بود

ناید از پرده برون راز جهانست آن راز

که نهان بود و نهانست و نهان خواهد بود

رمضان میکده را بست در و مفتاحش

[...]

مشتاق اصفهانی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴

 

تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود

غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود

آخر از حسرت بالای تو ای سرو روان

تا کیم خون دل از دیده روان خواهد بود

گفتم آن روز که دیدم رخ او کاین کودک

[...]

هاتف اصفهانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳

 

همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود

خاک ما خاک مراد دو جهان خواهد بود

گرد عصیان اگر از چهرهٔ جان افشانی

آستین کرمت را چه زیان خواهد بود؟

عکس بیرون نرود ز آینهٔ حیرت ما

[...]

حزین لاهیجی
 

نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۱۱۹

 

تامی از شیشه اقداح روان خواهد بود

چشم ما بر کف ساقی نگران خواهد بود

دیده بر تربت ما هر که غباری از وی

کحل بینائی صاحبنظران خواهد بود

زاهد از صومعه تقریر مفرما که مرا

[...]

نورعلیشاه
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۱

 

تا بکی یار بکام دگران خواهد بود

چشم امید دل من نگران خواهد بود

زان تعلل وز ما صبر و تحمل تا چند

ما بر این شیوه و دلدار بران خواهد بود

عوض بادهٔ گلگون صراحی چندم

[...]

حکیم سبزواری
 

بلند اقبال » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵

 

اگر از نقطه موهوم نشان خواهدبود

به گمانم رسد آن تنگ دهان خواهدبود

رفت دل در بر دلدار و شداسوده زغم

آری آن کو رسد آنجا به امان خواهد بود

تاکند سرو قدی جا به کنارم شب وروز

[...]

بلند اقبال
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۸

 

هر که درویش در پیر مغان خواهد بود

کارفرمای دل و والی جان خواهد بود

گر مکان یافت سری در قدم پیر مغان

مالک مملکت کون و مکان خواهد بود

آفتابیست کزو تربیت باغ بقاست

[...]

صفای اصفهانی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۶۱ - پیام

 

زندگی جوی روان است و روان خواهد بود

این می کهنه جوان است و جوان خواهد بود

آنچه بود است و نباید ز میان خواهد رفت

آنچه بایست و نبود است همان خواهد بود

عشق از لذت دیدار سراپا نظر است

[...]

اقبال لاهوری
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸ - حافظ جاویدان

 

تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود

طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود

سرکشان را چو به صاف سر خم دستی نیست

سر ما خاک در دردکشان خواهد بود

پیش از آنی که پر از خاک شود کاسه چشم

[...]

شهریار