گنجور

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - فی شکوی الزمان و أهله

 

تا چه دیوند که خاتم ز سلیمان طلبند

یا چه گبرند که آزار مسلمان طلبند

خلق دیوانه و از محنت دیوان در بند

وین عجبتر که ز دیوان زر دیوان طلبند

آسیائی که فتادست و ندارد آبی

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - فی مدح الملک الاعظم نصیر الدولة و الدین عمید الملک نور قبره

 

صوفی صافی اگر جام مشعشع نکشد

بار دُرّاعه کُحلی ملمّع نکشد

خاصه این موسم دلجوی که جز بر لب جوی

نرگس از ساغر زر جام مشعشع نکشد

لاله را بین که ز شنگرف بر اوراق چمن

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۳۶ - فی مدح الصاحب الاعظم سلطان الوزرا شمس الحق و الدین زکریا

 

باز جمشید زمرد سلب زرین جام

خسرو قلعه قلعی صفت مینا فام

رفت با طالع فرخنده ز برج برجیس

راند با فرّ فردیون سوی کاخ بهرام

گوشه ی چتر بر افروخت ز ماهی بر ماه

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۳۸ - فی مدح الصاحب السعید شمس الدولة و الدین طاب ثراه

 

ای چمن را گل از آن عارض زیبا مرسوم

وی صدف را دُر از آن منطق گویا مرسوم

هر شب از مردمک دیده اختر بارم

فلک سر زده را عقد ثریا مرسوم

دیده بانان سرشک من شب پیما را

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - فی مدح الامیر الاعظم الاعدل الاکرم صاحب الجیش و العلم شرف الحق الدنیا و الدین مبارز الاسلام و المسلمین شاه مظفر زید عدله

 

وقت صبحم گذر افتاد بر اطراف چمن

با بتی ماه رخ سنگدل سیم بدن

برکشیدیم چو سرو از لب سرچشمه علم

تا بشوئیم ز رخساره ی دل گرد حزن

ماجرائی ز قضا گشت بد انسان واقع

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۶۱ - فی مدح الصاحب الاعظم الاعدل الاکرم مستخدم ارباب السیف و القلم رکن الحق و الدین عمید الملک

 

ای خط سبز ترا عنبر و ریحان بنده

درج یاقوت ترا لؤلؤ و مرجان بنده

وی دلم چاه زنخدان ترا زندانی

تو عزیزی و صدت یوسف کنعان بنده

زنگی زلف ترا نافه ی چینی هندو

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » ترکیبات » شمارهٔ ۴ - فی مدح الملک الاعظم الاعدل الاکرم خسرو السواحل و البحار قطب الدنیا و الدین تهمتن کردانشاه الهرموزی

 

جرعه ئی خوردم و سرمست و خراب افتادم

آتشی دیدم و از دیده در آب افتادم

قدمی رفتم و از رفته پشیمان گشتم

نظری کردم و در عین عذاب افتادم

داشتم داعیه ی آنک برین در میرم

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » ترکیبات » شمارهٔ ۸ - فی تهنیة بعید الفطر

 

ایکه زلفت شب قدرست و رخ زیبا عید

عید ما بی تو بعیدست و توئی ما را عید

کوثرست ار شکر ار چشمه حیوان یا لب

عارضست ار قمر ار لاله نعمان یا عید

شکری از لب شکر شکنت می خواهم

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » ترکیبات » شمارهٔ ۹ - فی التهنیة قدوم الصاحب الاعظم تاج الحق و الدین العراقی طاب ثراه

 

مژده ی مقدم مخدوم جهان آوردند

خبر داور دوران زمان آوردند

توسن طبع مرا در جولان افکندند

طایر روح مرا در طیران آوردند

عطرم از لخلخه ی سنبل حورا سودند

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » ترکیبات » شمارهٔ ۱۰ - فی مدح الصاحب المعظم جمال الدین دیلم اصفهانی

 

پسته شکّری است آنک تو داری نه دهن

شکّر عسکری است آنک تو باری نه سخن

هر که او دل برخ ماهرخی خواهد داد

باری آنروی دلفروز که وجهیست حسن

ای سر زلف ترا مرغ دلم دست آموز

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » المطائبات و المقطعات » شمارهٔ ۱۰ - وله

 

کافی دولت و دین میر ابوبکر که نیست

در جهانت بمعالی و کمالات نظیر

چه دهم شرح مقادیر عطای تو که نیست

با ایادی گفت حاصل کان عشر عشیر

بگشا دست جوانمردی و با همچو منی

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲

 

می رود آب رخ از باده ی گلرنگ مرا

می زند راه خرد زمزمه ی چنگ مرا

دلق ازرق بمی لعل گرو خواهم کرد

که می لعل برون آورد از رنگ مرا

من که بر سنگ زدم شیشه ی تقوی و ورع

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۴

 

دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا

که نماندست کنون طاقت بیداد مرا

راز من جمله فرو خواند بر دشمن و دوست

اشک ازین واسطه از چشم بیفتاد مرا

هرگز از روز جوانی نشدم یکدم شاد

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۶

 

همچو بالات بگویم سخنی راست ترا

راستی را چه بلائیست که بالاست ترا

تا چه دیدست ز من دیده که هر دم گوید

کاین همه آب رخ از رهگذر ماست ترا

ایکه بر گوشه ی چشمم زده ئی خیمه ز موج

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۸

 

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا

رخ و زلفت عوض شام و سحر بود مرا

یاد باد آنکه ز نظّاره ی رویت همه شب

در مه چارده تا روز نظر بود مرا

یاد باد آنکه زرخسار تو هر صبحدمی

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۵

 

گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب

یا درآید ز در آن شمع شب افروز امشب

گر بمیرم بجز از شمع کسی نیست که او

بر من خسته بگرید ز سر سوز امشب

مرغ شب خوان که دم از پرده ی عشّاق زند

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸

 

دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست

زین صفت نرگس سیراب تو بیخواب چراست

چشم جادوی تو کز باده ی سحرست خراب

روز و شب معتکف گوشه محراب چراست

نرگس مست تو چون فتنه ازو بیدارست

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۱

 

لب شیرین تو هر دم شکرانگیزترست

زلف دلبند تو هر لحظه دلاویزترست

بر سر آمد ز جهان جزع تو در خونخواری

گرچه چشم من دل سوخته خونریزترست

ایکه از تنگ شکر شور بر آورد لبت

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۲

 

کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست

قاف تا قاف جهان حرفی از افسانه ی ماست

طاق پیروزه که خلوتگه قطب فلکست

کمترین زاویه ئی بر در کاشانه ی ماست

گر چراغ دل ما از نفس سرد بمرد

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۳

 

ای که شهد شکرین تو برد آب نبات

خاک خاک کف پای تو شود آب حیات

بشکر خنده ز تنگ شکر شورانگیز

تا شکر ریخته ئی ریخته ئی آب نبات

از دل تنگ شکر شور بر آمد روزی

[...]

خواجوی کرمانی
 
 
۱
۲
۳
۱۲