گنجور

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۹ - در مدح ابومنصور

 

تا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیر

از ترنج افروخت بستان چون سپهر از ماه تیر

با منقط سیب گوئی نار کفته کرده جنگ

این بخست آنرا بتیغ و آن بخست اینرابتیر

کان بتن بر کفته دارد زخمها از تیغ مهر

[...]

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۴ - در مدح ابونصر مملان

 

چون کمانم چفته دارد عشق بالائی چو تیر

مهر رخساری ز مهرم سوخته دارد چو تیر

لاله از رنگ رخ او بشکفد در ماه دی

باده از باد دل من بفسرد در ماه تیر

گونه گیرد برگ گل از روی او وقت بهار

[...]

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۴ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر

 

ای بخوبی بر بتان کابل و کشمیر میر

مردم از بس آوری بر وعده ها تاخیر خیر

گر کسی در بیر زلفین ترا بیند بخواب

پر عبیر و عنبرش گردد گه تعبیر بیر

لاله از تو یافته سرخی به هنگام بهار

[...]

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۶ - در مدح یمین الدین محمد

 

ای جوان دولت ولیک از رأی و از تدبیر پیر

از هنرها یافته اندر ازل چون تیر تیر

حق تعالی می فزاید هر زمان تو قیر تو

روی خصمت می شود از رشک آن تو قیر قیر

نوبهار فرخست و می زند فراش طبع

[...]

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۳ - در مدح ابوالیسر سپهسالار اران

 

آن یکی را کف او روزی نماید جایگیر

وین یکی را تیغ او روزی نماید پایدار

قطران تبریزی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۳ - مدیح محمود بن ابراهیم

 

مهرگان مهربان باز آمد و عصر عصیر

کنج باغ و بوستان را کرد غارت ماه تیر

بدره بدره زریابی زیر پای هر درخت

توده توده سیم بینی در کنار هر غدیر

از فراق نوبهاران در دل نارست نار

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۱ - ستایشگری

 

پادشاها هفت کشور در مقام دار و گیر

هم بدین ترکان بگیر و هم بدین ترکان سپار

مسعود سعد سلمان
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۵۷

 

پیر شد طبع جهان از گردش‌ گردون پیر

تیر زد بر خیل‌ گرما لشکر سرمای تیر

تا هوا سنجاب پوشید و حواصل‌ کوهسار

گلبن از دیبا برهنه است و گلستان از حریر

حُلّه بافان را برون‌ کردند گویی از چمن

[...]

امیر معزی
 

امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵

 

دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیر

کز برون‌ گل بود و مشک و از درون می بود و شیر

رخ چو آب اندر شراب و تن چو خز اندر سمن

لب چو لعل اندر نبات و پر چو سیم اندر حریر

دست و بازو چون بلور و عارض و دندان چو در

[...]

امیر معزی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - تامل با خویشتن و راز و نیاز با پروردگار

 

ای سنایی جهد کن تا پیش سلطان ضمیر

از گریبان تاج سازی وز بن دامن سریر

تا بدین تاج و سریر از بهر مه‌رویان غیب

هر زمانی نوعروسی عقد بندی بر ضمیر

با چنین تاج و سریر از بهر دارالمُلکِ سِرّ

[...]

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح مسعود بن ابوالفتح

 

در کف خذلان و ذل فتح و ظفر گشتی اسیر

گر نبودی هر دو را اقبال خواجه دستگیر

نور چشم خواجهٔ بوالفتح مسعود آنکه او

چون ظفر با فتح و سعدست او همه ساله نظیر

آن به جود و زیب و کین و رای و عیش و قدر و ذهن

[...]

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱ - ترکیب بند موشح در مدح خواجه امام محمد بن محمد

 

شمسهٔ دنیا و شمس دین ز تاثیرش منیر

آنکه چون شمسش نیابی در همه عالم نظیر

روی او دل را چنان چون پیر را در دست قوت

لفظ او جان را چنان چون طفل را در کام شیر

عز او خواهد ز ایزد مرغ از آن سازد نوا

[...]

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۴ - در مدح عمادالدین سیف‌الحق ابوالمفاخر محمدبن منصور

 

ای به تو روشن دو موضع هم سرای و هم سریر

وی به تو جامع دو جامع هم صغیر و هم کبیر

عزم را سلطان نهادی حزم را شیطان فریب

حلم را خاکی مزاجی علم را پاکی پذیر

قابل مدحی نداری چون خط اول همال

[...]

سنایی
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۹ - در ستایش مجیر الدین

 

ای مجیر دین ایزد ، کایزدت بادا مجیر

در معالی بی عدیلی ، در مکارم بی نظیر

داعی اعمال را کف جواد تو مجیب

خایف ایام را سعی جمیل تو مجیر

بدسگالان را خلاف امر تو بئس القرین

[...]

وطواط
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان مسعود بن حسن

 

ای شهنشاه فریدون فر دارا دار و گیر

جم نگین نوذر سنان قارن کمان بهرام تیر

خسرو بهرام تیری کز گشاد شست تو

زآفتاب و مه سپر بر سر کشد بهرام تیر

داری از رسم و ره و سان ملوک نیکنام

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۱ - در مدح دهقان اجل احمد

 

آب روشن گشت و تاری شد هوا از ماه تیر

بی گمان خم عصیر اندر هوا انداخت تیر

ریخت از شاخ درختان از نهیب تیر او

عیبه های جوشن زر آبگون بر آبگیر

زاغ بگریزد ز تیرانداز چون از هر سوی

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۱ - در مدح نظام الدین

 

باز دیگر ره جوان خاطر شد این مداح پیر

از ره مدح جوانبخت جوان دولت وزیر

صاحب عادل نظام الدین وزیر شاه شرق

مفخر اولاد میران هم وزیر و هم امیر

صاحب صاحبقران عالم فضل و هنر

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰ - سوگند ما

 

خسرو آل امیران ای امیران سخن

در ثنا و مدح تو روشن دل و روشن ضمیر

صدر دریا دل نظام الدین که باشد از قیاس

پیش دریای دل بیحد تو، دریا غدیر

ای بیدل سیم و زر از غایت جود و کرم

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲ - در مدح صدرالدین

 

آن خداوندی که از بخت جوان و رای پیر

ملک را بر ملک داران از قلم دارد چو تیر

از چنو دستاربندی بی عدیل و بی نظیر

نیست الحق تاجدار ملک تورانرا گزیر

از صریر کلک صدر و فر فرخنده ضمیر

[...]

سوزنی سمرقندی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در صفت جشن و مدح صاحب ناصرالدین طاهربن مظفر هنگام معاودت به نیشابور

 

ابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر

کاندر آمد موکب میمون منصور وزیر

موکبی کز فر او فردوس دیگر شد زمین

موکبی کز گرد او گردون دیگر شد اثیر

موکبی کز طول و عرضش منقطع گردد گمان

[...]

انوری
 
 
۱
۲
۳
۴