گلستان شد چون بهار از فر ابر نوبهار
بوستان آراسته چون لعبتان اندر بهار
آن یکی را کرده از دیبای رومی روی بند
وین یکی را بسته از لؤلؤی لالا کوشوار
فرش دیناری نوشت از گلستان باد صبا
نقش کافوری سترد از بوستان ابر بهار
آن یکی گسترده از زنگار زنگاری بساط
وین یکی پوشیده از شنگرف شنگرفی ازار
گرچه شد دینار بار از باد آذر بوستان
ورچه شد کافور پوش از ابر بهمن کوهسار
آن یکی را باد آزاری کند زنگار پوش
وین یکی را ابر نیسانی کند یاقوت بار
برگ گلنار اوفتاده در میان شنبلید
قطره باران نشسته در میان سبزه زار
آن یکی چون مانده از خون بر رخ عاشق نشان
وین یکی چون مانده از خوی بر رخ جانان نگار
باد هر ساعت کند پرواز گرد بوستان
ابر هر ساعت کند ناورد گرد لاله زار
آن یکی مر لاله را کرده پر از لؤلؤ دهن
وین یکی مر سبزه را کرده پر از عنبر کنار
ابر هر ساعت فشاند گوهر اندر باغ و راغ
برق هر ساعت نماید آتش اندر کوه و غار
آن یکی چون کف شمع دهر خورشید زمان
وین یکی چون تیغ تاج خلق و دیهیم تبار
سرو آزاد آن سپه سالار بوالیسر آنکه هست
پیشکارش روزگار و یارمندش کردگار
آن یکی دائم مر او را یمن دارد بر یمین
وین یکی دائم مر او را یسر دارد بر یسار
گر منجم گردد از گشت فلک سنگ جبال
ور مقوم گردد از دور جهان آن بحار
آن یکی مر جود او را کرد نتواند صفت
وین یکی مر فضل او را کرد نتواند شمار
خاتمی بخشید آنرا گشت بخش آسمان
جامه ای پوشید آن را گشت بخش روزگار
آن یکی را از خرد حلقه است و از دانش نگین
وین یکی را از ظفر پود است و از تایید تار
گر ز بهر او شود دریای عمان خواسته
ور بروی او کند گردون گردان روزگار
آن یکی را کف او روزی نماید جایگیر
وین یکی را تیغ او روزی نماید پایدار
پیش کف او نباشد جود هرگز ناپدید
پیش عدل او نباشد جور هرگز آشکار
آن یکی از وی نگردد دور چون از نار نور
وین یکی با وی ندارد پای چون از آب نار
نوک کلکش را قضا باشد همیشه زیر دست
نوک تیرش را اجل باشد همیشه پیشکار
آن یکی آگه ز خیر و شر و اصل خیر و شر
وین یکی آگه ز فخر و عار و اصل فخر و عار
از پس پستی که دید از تیغ او پولاد صرف
وز پس خواری که دید از کف او زر عیار کذا
آن یکی دارد بسنگ خاره در دائم مقام
وین یکی دارد بخاک تیره در دائم قرار
کلک او ابر است و رزق دوستان او را سرشگ
تیغ او بحر است و مرگ دشمنان او بخار
آن یکی دارد روان دوستانش شادکام
وین یکی دارد روان دشمنانش سوگوار
ای ترا دائم بشادی بخت فرخ رهنمون
وی تو را دائم بدولت روزگار آموزگار
آی یکی بر کینه جویان تو دارد تیره روز
وین یکی بر بدسگالان تو دارد بسته کار
بد سگالان ترا گیتی همیشه بدسگال
دوستداران ترا گردون همیشه دوستدار
آن یکی دارد مر او را دل فکار و تن نژند
وین یکی دارد مر این را شادکام شادخوار
تا پسندیدی مرا با من سعادت گشت جفت
تا پذیرفتی مرا با من سلامت گشت یار
آن یکی بفزود جاه من بنزد مهتران
وین یکی بفزود نام من بنزد شهریار
خدمت تو مر مرا بفزود هر جائی محل
دولت تو مر مرا بفزود هر جائی قرار
آن یکی دارد مرا از بی نیازان بی نیاز
وین یکی دارد مرا بر کامکاران کامکار
جز ثنای تو ندارد هیچ شغلی آسمان
جز دعای تو ندارد هیچ کاری روزگار
آن یکی گوید که بادت با بقای من بقا
وین یکی گوید که بادت با مدار من مدار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای بهار و طبیعت پرداخته است. در این شعر به تصویرسازی دلنشین گلستان و بوستان در بهار اشاره شده و نمادهایی از زیبایی و شکوه طبیعت مانند گلها، ابرها و درختان آورده شده است. شاعر تضادهایی را بین زیبایی و زشتی، جود و جفا، و دوستی و دشمنی بیان میکند و نهایتاً به نعمتهایی که از جانب خداوند به کسانی که شایستهاند اهدا میشود اشاره دارد. این شعر نوعی تمجید از شخصیتهای بزرگ دارد و بر اهمیت دوستی و محبت تأکید میکند. در نهایت، شاعر دعا میکند که خداوند برکت و دوام را بر قرارها و روابط نیکو ببخشد.
هوش مصنوعی: زمانی که بهار میرسد، گلستان زیبا و پر از رونق میشود و درختان مانند عروسکهای شاداب و رنگارنگ در این فصل خوشبو به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: یکی از آنها را با پارچهای زیبا و رومی چون گل رویش آراسته و دیگری را با مرواریدهای درخشانی که زیبایی خاصی دارد زینت دادهاند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویرسازی زیبایی از طبیعت و تحولات آن میپردازد. او به توصیف چمنزارها و باغها میپردازد که با وزش باد بهاری، نقش و رنگهای دلانگیز به خود میگیرند. همچنین، شاعر به این موضوع اشاره میکند که باران بهاری، بوی خاص و دلپذیری را به فضای باغ میبخشد و عطر گلها را زنده میسازد. به طور کلی، توصیفاتی زیبا از طبیعت و تغییرات فصل بهار را در این شعر مشاهده میکنیم.
هوش مصنوعی: یکی از آنها بر اثر کهنگی و زنگزدگی پوشیده شده و حالتی ناپسند دارد، در حالی که دیگری با رنگی زیبا و درخشان زینت داده شده و نمایی خوشایند دارد.
هوش مصنوعی: هرچند درختان باغ با وزش باد در فصل پاییز، دینارهای زرد و خشکی را از خود میریزند، اما برعکس، در فصل زمستان، برف و باران باعث میشود که کوهها همچون پوششی سفید و تمیز به نظر بیایند.
هوش مصنوعی: یکی به خاطر سرما و باد به زحمت میافتد و دچار آسیب میشود، در حالی که دیگری تحت تأثیر بارش باران بهاری مانند یاقوت، زیبا و درخشان میشود.
هوش مصنوعی: برگ گلنار که بر روی زمین افتاده، در کنار شنبلیله، شبیه به قطره بارانی است که در میان چمنها نشسته است.
هوش مصنوعی: یکی از آنها به مانند نشانی از خون بر چهره عاشق است، و دیگری مانند رد خویش بر چهره محبوب جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه باد در حال پرواز است و گلهای بوستان را به حرکت درمیآورد، همچنین ابرها نیز به طور مداوم بر فراز لالهزار در جبههای از زندگی در حال حرکت هستند.
هوش مصنوعی: یکی از لالهها را پر از مروارید کرده و دیگری سبزه را پر از عطر خوش عطر کرده است.
هوش مصنوعی: ابر هر لحظه گوهری را در باغ و زمین میپاشد و رعد و برق هر لحظه آتش را در کوهها و غارها به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: این دو شخص به نوعی با هم مقایسه میشوند. یکی مانند نور و روشنایی یک شمع در دنیای زمان است، در حالی که دیگری همچون شمشیر و زرق و برق تاج و اعتبار یک قوم یا خانواده به حساب میآید. یکی نماد عشق و لطافت است و دیگری نمایانگر قدرت و عظمت.
هوش مصنوعی: سرو آزاد به معنی جوانی با وقار و زیباست که در رهبری و مدیریت مانند سرداری برجسته عمل میکند. او بهگونهای طبیعی و بدون زحمت، اطرافیانش را تحت تاثیر قرار میدهد، به طوری که زمان و سرنوشت به عنوان همکاران و یاران او در کنار او قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: یکی همیشه در سمت راست خود خوشی و برکت دارد و دیگری همیشه در سمت چپ خود آسایش و راحتی.
هوش مصنوعی: اگر کسی بتواند از حرکت آسمان ها پیش بینی کند مانند یک منجم، یا اگر کسی بتواند از دور دنیای وسیع آن دریاها را توصیف کند، نشان دهنده عظمت و بزرگی جهان است.
هوش مصنوعی: یکی از آنها که بخشندگی او را نمیتواند وصف کند، و دیگری که فضیلت او را نتواند شمارش کند.
هوش مصنوعی: خاتم به آن چیزی جلوهای خاص بخشید و مانند آسمانی که لباس شگفت انگیزی به تن کرده است، آن را زیبا ساخت. همچنین، سبب بهبود و بهشتی کردن روزگار هم گردید.
هوش مصنوعی: یکی از آنها از حکمت و خرد بهرهمند است و نشانهاش علم و دانش اوست. اما دیگری از پیروزی و موفقیت بافته شده و نشانهاش تأیید و حمایتهایی است که از او به عمل آمده است.
هوش مصنوعی: اگر برای او، دریاچه عمان هم خواسته شود، و اگر زمانه بر او بگردد، هیچ دلیلی برای ناامیدی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: یکی از انسانها با تلاش و روزی که به دست میآورد، در زندگیاش ثبات و آرامش مییابد، در حالی که دیگری با قدرت و مهارت خود، زندگیاش را ادامه میدهد و میتواند بر سختیها غلبه کند.
هوش مصنوعی: هرگز سخاوت در برابر او ناپدید نمیشود و در حضور عدالتش، ظلم بههیچوجه آشکار نمیگردد.
هوش مصنوعی: یکی از آنها نمیتواند از او دور شود، همانطور که نور از آتش جدا نمیگردد. اما دیگری به او چسبیده نیست، همانطور که آب به آتش نمیچسبد.
هوش مصنوعی: به معنای این است که سرنوشت همیشه در دستان قدرت و تصمیمات نهایی است. به نوعی، هر کس با نوک زدن به هدفش یا بيرون آمدن از یک موقعیت، به تقدیر و سرنوشت خود نزدیک میشود. همچنین، زمان همواره در حال پیشروی است و نمیتوان از آن فرار کرد، چرا که زمان و سرنوشت همیشه در انتظار پاسخ به اعمال و تصمیمات ما هستند.
هوش مصنوعی: یکی از آنها به حقیقت و درستی و ریشههای خوبی و بدی آگاه است و دیگری به خودپسندی و ننگ و اصل آنها آگاهی دارد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه او پستی و سختی را از تیغ پولادین او تجربه کرد و بعد از اینکه خواری و ذلت را از دست او احساس کرد، به این نتیجه رسید که این وضعیت چقدر دردناک و ناخوشایند است.
هوش مصنوعی: یکی از آنها همیشه بر روی سنگ سخت و در وضعیت ثابت و پایدار قرار دارد، و دیگری همیشه در خاک تیره و در وضعیتی آرام به سر میبرد.
هوش مصنوعی: نقش او مانند ابر است و نعمتهای دوستانش همچون اشک از چشمانش میریزد. شمشیر او مانند دریا است و مرگ دشمنانش مانند بخار بر میخیزد.
هوش مصنوعی: یکی از افراد دارای روحیهای شاد و خوشحال است که دوستانش را خوشحال میکند، در حالی که دیگری روحیهای غمگین دارد که دشمنانش را ناراحت میکند.
هوش مصنوعی: تو همیشه در خوشی و بختی، مسیر زندگیات با خوشبختی همراه است و روزگار به تو آموزش میدهد که چگونه به ثروت و سعادت برسی.
هوش مصنوعی: کسی از دشمنان تو در حال بدبختی و سختی است، و دیگری به تو حسود است و به تو آسیب میزند.
هوش مصنوعی: این جهان همیشه برای افرادی که به دنبال بدی هستند، بد خواهد بود، اما همیشه وجود کسانی که به تو علاقه دارند، مورد محبت و توجه گردون قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: یکی دارای دل فکور و ذهنی نگران است، در حالی که دیگری خوشبخت و شاداب زندگی میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که تو مرا پذیرفتی، خوشبختی و سعادت به سراغم آمد و وقتی که دوستیام را قبول کردی، سلامت و آرامش به یاریم آمد.
هوش مصنوعی: یکی از آنها مقام و اعتبارم را در نزد بزرگان افزایش داد، و دیگری نام و آوازهام را در نزد پادشاه بالا برد.
هوش مصنوعی: خدمت و قربانی کردن خود برای تو باعث افزایش جایگاه و ارزش من شده است. هر جا که حضور تو باشد، به من آرامش و منزلت بیشتری میدهد.
هوش مصنوعی: یک نفر به من کمک میکند تا از نیازها و مشکلات بینیاز شوم و دیگری من را به موفقیت و کامیابی در کارها میرساند.
هوش مصنوعی: تنها کار آسمان ستایش تو است و هیچ کاری در دنیا بدون دعا و درخواست تو نیست.
هوش مصنوعی: یکی میگوید که باد تو با زندگی من پایدار است، و دیگری میگوید که باد تو باید بر گرد من بگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.