فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود
که این گونه آرام شاهی بدوست
خرد در سر نامداران نکوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۹ - خواستگاری میرین از دختر قیصر، شرط گرگ فاسقون و رفتن گشتاسپ به بیشه
هر آنکس که بر وی بدرید پوست
مرا باشد او یار و داماد و دوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۰ - کشتن گرگ بیشه به دست گشتاسپ، پنهان داشتن راز از کتایون و دعوی دروغین میرین نزد قیصر
یکی ژنده پیلست گویی به پوست
همه بیشه بالا و پهنای اوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۱ - خواستگاری اهرن از دختر کهتر قیصر، شرط اژدهای سقیلا و چارهجویی از میرین و هیشوی
مرا گفتن و کار بر دست اوست
سخن گفتن نیک هرجا نکوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۲ - کشتن اژدهای سقیلا به دست گشتاسپ، هنرنمایی در میدان قیصر و نهادن افسر بر فرخزاد
دگر آنک بر گرگ بدرید پوست
همه روم یکسر پرآواز اوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۱ - سوگند اسفندیار بر کین ارجاسپ، جان دادن فرشیدورد و تاختن بر طلایهٔ ترکان
که دشمن که دانا بود به ز دوست
ابا دشمن و دوست دانش نکوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۲ - آزادی اسفندیار، نبرد دوباره با ارجاسپ و گرفتن گرگسار
تو گفتی همه دشت بالای اوست
روانش همی در نگنجد به پوست
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۴ - فرمان گشتاسپ به بستن رستم در برابر تاج، اعتراض اسفندیار و بازگشت غمگین او
نه اندر جهان نامداری نوست
بزرگست و با عهد کیخسروست
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۸ - آمدن بهمن به زاولستان، دیدار با زال و خواستن راه نخچیرگاه رستم
چنین گفت کین نامور پهلوست
سرافراز با جامهٔ خسروست
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۱ - نامهٔ پوزش رستم به گشتاسپ، بازگشت بهمن از زابل و نامیدن او به اردشیر
نهان من و جان من پیش اوست
اگر گنج و تاجست و گر مغز و پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۲ - گشودن شارستان فریان، نیرنگ تخت بیطقون و رهانیدن قیدروش و عروسش
اگر ساو و باژم فرستد نکوست
کسی را ندرد بدین جنگ پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۶ - خشم سکندر بر طینوش، رایزنی نهانی قیدافه و فریفتن او به کمین در بیشه
به طینوش گفت این نه گفتار اوست
بران درگه او را فرستاد دوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۱ - نبرد سکندر با نرمپایان، کشتن اژدهای کوه، بانگ مرگ و رفتن به شهر زنان هروم
بکشت و ز سرشان برآهخت پوست
بدان جادوی داده دل مرد دوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد » بخش ۲ - اندرز واپسین بهرام بهرامیان به پسر، مرگ شاه، سوگ چهلروزه و نهادن دیهیم کوتاه بهرام
تو گر باهشی مشمر او را به دوست
کجا دست یابد بدردت پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۵ - دعوی پیغمبری مانی نزد شاپور، شکست در مناظره با موبد و پوستکندن او
چو آشوب و آرام گیتی به دوست
بباید کشیدن سراپاش پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۱ - آگاهی بهرام گور از مرگ پدر و سوگند سپاه، یاری منذر و تاختن به ایرانِ بیشاه
که بهرام فرزند او همچو اوست
از آب پدر یافت او مغز و پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵ - دیدار بهرام گور با فرشیدوردِ ناسپاس، کشف گنج نهان و فرمان بخشش خواسته به نیازمندان
بدو گفت ایدر نه جای نکوست
همانا ترا شیر مرغ آرزوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵ - دیدار بهرام گور با فرشیدوردِ ناسپاس، کشف گنج نهان و فرمان بخشش خواسته به نیازمندان
زمین پر ز آگنده دینار اوست
که مه مغز بادش بتنبر مه پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۹ - کشتن اژدها، میهمانی نهانی بهرام گور و خشک شدن شیر گاو از بیداد
زن کمسخن گفت آری نکوست
هم آغاز هر کار و فرجام ازوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۲ - داستان مزدک با قباد
به من ده ورا و آنکه در دین اوست
مبادا یکی را به تن مغز و پوست
