گنجور

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۵

 

ز اختر بد و نیک بشنوده بود

جهان را چپ و راست پیموده بود

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان

 

ز کشته به هر سو یکی توده بود

گیاها به مغز سر آلوده بود

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۸

 

ز جوشنوران هرک فرسوده بود

ز خون دست و تیغش بیالوده بود

۱ بیت
فردوسی
 

عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۴ - رفتن شاه شام به دیدن گلشاه

 

ز بس نعت گلشه که بشنوده بود

به عشق اندرش دل بفرسوده بود

۱ بیت
عیوقی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۷۲ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود

 

رفت آنکه فیلسوف جهان بود و بر جهان

درهای آسمان معانی گشوده بود

شد نفس مطمنهٔ او باز جای خویش

که آواز ارجعی هم از آنجا شنوده بود

دست کمال بر کمر آسمان نشاند

[...]

۹ بیت
خاقانی
 

عطار » مصیبت نامه » بخش سی و نهم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

 

مدتی در انتظارش بوده بود

جان به لب پرخون دل پالوده بود

۱ بیت
عطار
 

عطار » نزهت الاحباب » بخش ۸ - نومیدی بلبل از گل و رفتن او از باغ به بیوفائی گل

 

و آن غزل برگفت که فرموده بود

خویش را در هر سخن بستوده بود

۱ بیت
عطار
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۶۲

 

مرد آن نبود که چشمش آلوده بود

یا در پی قول و فعل بیهوده بود

آن مرد بود که مال و عرض همه کس

از دست و زبان و چشمش آسوده بود

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۷

 

شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود

آسمان پردود و آهم چون سفال دوده بود

پشت بر دیوار آهن داشتم از فیض صبر

همچو جوهر تا دلم در پیچ و تاب آسوده بود

در نقاب شرم از بس حسن مستوری نهان

[...]

۶ بیت
جویای تبریزی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۶

 

از نخستم تن ز درد عشق غم فرسوده بود

غنچه سانم دل درون بیضه خون آلوده بود

۱ بیت
جویای تبریزی
 

صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۱۲- سوره یوسف » ۸- آیات ۲۲ تا ۲۵

 

با طبیعت عشق او آلوده بود

آن اراده لاجرم بیهوده بود

۱ بیت
صفی علیشاه
 

صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۶۸ - زبان حال علی مرتضی با فاطمه زهرا(ع)

 

گر ز خون دامان دل‌آلوده بود

تا تو بودی خاطرم آسوده بود

۱ بیت
صامت بروجردی
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۸۲ - گفتار دهم در صفت زن گوید

 

دگر آن زن که آزموده بود

داستان‌ها بسی شنوده بود

۱ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۳

 

چون سبو در پای خم هر کس چو من سر سوده بود

همچو ساغر دورها از دست غم آسوده بود

پارسایان را ز بس مستی گریبانگیر شد

دامن هر کس گرفتیم از شراب آلوده بود

دودمان چرخ از آن روشن بود تا رستخیز

[...]

۷ بیت
فرخی یزدی