فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۸ - رسیدن رامین به مرو نزد ویس
چرا دل ز اخر من بر گرفتی
برفتی آخر دیگر گرفتی
انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳
چه ناز است آنکه اندر سرگرفتی
به یکباره دل از ما برگرفتی
ز چه بیرون به نازی درگرفتم
برون ز اندازه نازی برگرفتی
تو را گفتم که: با من آشتی کن
[...]
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین
دگر ره راه صحرا برگرفتی
غم آن دلسِتان از سر گرفتی
نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۹ - در احوال لیلی
آن رقعه کسی که بر گرفتی
برخواندی و رقص در گرفتی
عطار » اسرارنامه » بخش دوم » بخش ۲ - در صفت معراج رسول صلی الله علیه و سلم
چرا چندین غم شه پر گرفتی
که بانک لو دنوت در گرفتی
عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن
دمی کان آتشین دم برگرفتی
اگر بر سنگ خواندی درگرفتی
عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ
گهی از بام راه در گرفتی
دگر ره راه بام از سر گرفتی
عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ
چو شه زان لب برون شکّر گرفتی
گلش معشوق را در بر گرفتی
عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ
دگر ره چون برم در برگرفتی
ز سر در کار خود از سر گرفتی
عطار » خسرونامه » بخش ۳۵ - عشرت كردن گل و خسرو باهم
چو گلرخ برقع از رخ برگرفتی
ز خجلت باغ، زاری در گرفتی
عطار » خسرونامه » بخش ۴۴ - رشك حسنا در كار گل و قصد كردن
گهی سیمین برش در برگرفتی
گهی خاک رهش در زر گرفتی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۷۷ - گرم شدن چشم «دول رانی» در روی شمس الحق و الدین خضر خان و از تاب مهر، آب در چشمش گشتن، و مهربان گشتن آن چشمهٔ مهر، بران نیلوفر هندی، و چون شعاع خورشید، از صفر ابر زمین افتادن
سمنبر خدمت دیگر گرفتی
گل افگندی به خاک و بر گرفتی
جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶۷
چه کردم تا ز من دل برگرفتی
به جایم دیگری دلبر گرفتی
چه دیدی از من ای دلدار آخر
که رفتی همدمی دیگر گرفتی
چرا ای نور چشم از خون دیده
[...]
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۶۱ - در شرح احسان های یوسف علیه السلام با اهل زندان و تعبیر کردن وی خواب مقربان پادشاه مصر را و وصیت کردن وی مر یکی ازیشان را که وی را پیش پادشاه یاد کند
ز زرداران کلید زر گرفتی
ز عیشش قفل تنگی بر گرفتی
جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۲۲ - واقف شدن قبیله لیلی از عشق مجنون با وی و منع کردن وی از ملاقات با لیلی
آیین وفا ز سر گرفتی
راه در دوست برگرفتی
جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۲۸ - دیده نوفل مجنون را در بادیه و بر وی ترحم کردن و وی را وعده دادن که لیلی را برای وی خواستگاری کند و ابا کردن پدر لیلی
آن طرفه رقم ز سر گرفتی
زان وایه خویش برگرفتی
جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۳۵ - صفت تابستان و خبر یافتن مجنون از رفتن لیلی به حج و همراه شدن با قافله وی
وز روی چو زر به زر گرفتی
وز هر مژه در گهر گرفتی
جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۳۸ - شنیدن مجنون شوهر کردن لیلی را و اضطراب نمودن وی از آن
آن را حرم دگر گرفتی
وآیین طواف برگرفتی
جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۴۵ - خبر وفات شوهر لیلی به مجنون رسیدن و گریستن وی از آن خبر و سبب پرسیدن قاصد از آن گریه
هم گریه زار برگرفتی
وین نوحه گری ز سر گرفتی