فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۵
همی در گمان افتد از نام خویش
نیندیشد از کار فرجام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۹
بدو گفت رستم که تا نام خویش
نگویی نیابی ز من کام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱
ز گیتی مبیناد جز کام خویش
نوشته بر ایوانها نام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۸
چو شاپور رفت اندر آرام خویش
ز گیتی ندیده به جز کام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵
بدو گفت بهرام با کام خویش
چرا نان نجویی بدین نام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۰
بدان تا تواز روم با کام خویش
به ایران گذشتی به آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۱
فرستاده با خلعت و کام خویش
ز در بازگشتی به آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر شیروی » بخش ۲
ازان پس بیابی همه کام خویش
شوی ایمن و شاد زارام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۵
برفتند هر کس به آرامِ خویش
بخفتند در خیمه با کام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳
ز شهر و نژاد و ز آرام خویش
سخنگوی و از تخمه و نام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳
کنون گر بگویی مرا نام خویش
بَر و بوم و پیوند وآرام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳
چرا تو نگویی مرا نام خویش
بر و کشور و بوم و آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳
کنون گر بگویی مرا نام خویش
شوم شاد دل سوی آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱۱
برفتند هر کس بآرام خویش
گرفته ببر هر کسی کام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۳
کسی کو بجوید سرانجام خویش
نجوید ز گیتی چنین کام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۵
نمرده است هرکس که با کام خویش
بمیرد بیابد سرانجام خویش
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۲ - شعر گفتن ورقه در مرگ پدر
دو عاشق ز بهر دلارام خویش
همی تیره کردند ایام خویش
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام
بدو داد دادار پیغام خویش
بپیوست با نام او نام خویش