فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
چنین داد پاسخ که من کام خویش
به خاک افگنم برکشم نام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۴ - خبر قتل سیاوش، سوگ کاووس و رستم، کشتن سودابه و آغاز کین با سر بریدن ورازاد و سرخه
سزد گر بگویی مرا نام خویش
بجویی ازین کار فرجام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۵ - سوگ افراسیاب بر کشته شدن سرخه، کشتن پیلسم و گریختن افراسیاب از چنگ رستم
همی در گمان افتد از نام خویش
نیندیشد از کار فرجام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۹ - آمدن بهمن به نخچیرگاه رستم، دور انداختن سنگ به پاشنه، بزم گور و پیام اسفندیار
بدو گفت رستم که تا نام خویش
نگویی نیابی ز من کام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱ - ستایش محمود و نصر و بوالظفر، مژدهٔ بخشش خراج و اندرز داد و جاودانگی سخن
ز گیتی مبیناد جز کام خویش
نوشته بر ایوانها نام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۸ - تولد و نهفت اورمزد، بازی چوگان و آشکار شدن نژادش، شادی اردشیر از آمیزش تخمهٔ مهرک
چو شاپور رفت اندر آرام خویش
ز گیتی ندیده به جز کام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵ - دیدار بهرام گور با فرشیدوردِ ناسپاس، کشف گنج نهان و فرمان بخشش خواسته به نیازمندان
بدو گفت بهرام با کام خویش
چرا نان نجویی بدین نام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۰ - نامهٔ پاسخ قیصر به خسرو: وعدهٔ سلاح و زر و سپاه برای گذشتن آرام به ایران
بدان تا تو از روم با کام خویش
به ایران گذشتی به آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۱ - گسیل سپاه خسرو پرویز به چهار مرز، کشتن یاران بندوی و بخش کردن روزگار بر چهار بهر
فرستاده با خلعت و کام خویش
ز در بازگشتی به آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر شیروی » بخش ۲ - نامهٔ گراز به پیروز خسرو، کشتن اردشیر در شب مستی و تاختن سپاه روم به طیسفون
ازان پس بیابی همه کام خویش
شوی ایمن و شاد زارام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۵ - نبرد پیادهٔ رستم با اشکبوس: کشتن او، سوگند کاموس و بامداد کارزار
برفتند هر کس به آرامِ خویش
بخفتند در خیمه با کام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳ - گفتگوی هومانِ ناشناس با رستم، طلب خون سیاوش و آگاهی پیران و خاقان از هویت او
ز شهر و نژاد و ز آرام خویش
سخنگوی و از تخمه و نام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳ - گفتگوی هومانِ ناشناس با رستم، طلب خون سیاوش و آگاهی پیران و خاقان از هویت او
کنون گر بگویی مرا نام خویش
بَر و بوم و پیوند وآرام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳ - گفتگوی هومانِ ناشناس با رستم، طلب خون سیاوش و آگاهی پیران و خاقان از هویت او
چرا تو نگویی مرا نام خویش
بر و کشور و بوم و آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳ - گفتگوی هومانِ ناشناس با رستم، طلب خون سیاوش و آگاهی پیران و خاقان از هویت او
کنون گر بگویی مرا نام خویش
شوم شاد دل سوی آرام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱۱ - نامهٔ پیروزی رستم به کیخسرو، آمدن فریبرز با اسیران و نیایش شاه برای جان رستم
برفتند هر کس بآرام خویش
گرفته ببر هر کسی کام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۳ - گریز لهاک و فرشیدورد از چنگ طلایه، داوطلبی گستهم و پافشاری بیژن بر یاری او
کسی کو بجوید سرانجام خویش
نجوید ز گیتی چنین کام خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۵ - یافتن گستهم خسته در مرغزار، بستن زخمها و بردن او با پیکر لهاک و فرشیدورد نزد شاه
نمرده است هرکس که با کام خویش
بمیرد بیابد سرانجام خویش
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۲ - شعر گفتن ورقه در مرگ پدر
دو عاشق ز بهر دلارام خویش
همی تیره کردند ایام خویش
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام
بدو داد دادار پیغام خویش
بپیوست با نام او نام خویش
