فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۶ - اندر صفت جنگ موبد و ویرو
هم آن شیپور بر صد راه نالان
به سان بلبل اندر آبسالان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۰ - آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را
دل ویرو ز هجران بود نالان
دل موبد ز جانان بود بالان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۵ - بغایت رسیدن عشق رامین بر ویس
کنون پر درد و پر تیمار و نالان
ز همزادان بریده وز همالان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۰ - نصیحت کردن بهگوى رامین را
بدو گفت ای ز بخت خویش نالان
تو شیری چند نالی از شغالان
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۳ - سیر شدن رامین از گل و یاد کردن عهد ویس
میان کشت لاله دید بالان
میان شاخ بلبل دید نالان
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران » بخش ۳۳ - صفت قتل حسینبن علی علیهالسّلام به اشارهٔ یزید علیه اللعنة
سربرهنه بر اشتر و پالان
پیش ایشان ز درد دل نالان
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۱ - در بیهوده خندیدن
غافلان خفته زیرکان نالان
خر به نالش سزاتر از پالان
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۳۰ - حکایت در بیوفایی
نوعروسی چو سرو تر بالان
گشت روزی ز چشم بد نالان
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان » بخش ۴ - فی صفة سهمه و اقباله
چون بیفشرد خصم را پالان
رفت چون چوب خورده کون مالان
نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الملک والطائر فنزة » بخش ۳
نو عروسی چو سرو تر بالان
گشت روزی زچشم بد نالان
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمهسار
زمانی گشت گرد چشمه نالان
به گریه دستها بر چشم مالان
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۹ - پاسخ دادن شیرین خسرو را
تو را مَشکوی مشکین پُر غزالان
مَیفکن سگ بر این آهوی نالان
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را
غزلهای نظامی را غزالان
زده بر زخمهای چنگ نالان
نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده
ور دم نزند چو تنگحالان
دانی که لغت زبان لالان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۵۲ - در صفت جان و اثبات توحید کل فرماید
چنان بد آدم از ذوق وصال آن
که پیشش بود گوئی مر خیال آن
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۶۵ - در طلب دوست و اعیان کل و گنج حققی یافتن و اسرار امیرالمؤمنین علی کرّم اللّه وجهه در جاة گفتن فرماید
ز درد آدم اینجا اوست نالان
از آن در چرخ بین صاحب وصالان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۶۸ - سؤال کردن امیرالمؤمنین و امام المتّقین اسداللّه الغالب علی ابن ابی طالب علیه السّلام و جواب دادن نی در اسرارها فرماید
چونی اندر میان جمع نالان
یقین دانند عیان صاحب وصالان
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۸۳ - صفت شب سیاه هجران، که خضرخان را در کوشک جهان نمای جهان غم نمود، و دولرانی در قصر لعل غرق خوناب بود، و افروخته شدن شمع مراد آن دو محترق هم از آتش دل ایشان، و روشنائی در کار ایشان پدید گشتن
صنم در تیره شب زینگونه نالان
پرستاران به حسرت دست مالان
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۸۳ - صفت شب سیاه هجران، که خضرخان را در کوشک جهان نمای جهان غم نمود، و دولرانی در قصر لعل غرق خوناب بود، و افروخته شدن شمع مراد آن دو محترق هم از آتش دل ایشان، و روشنائی در کار ایشان پدید گشتن
به جان بیگناه خردسالان
به شام بی چراغ تنگ حالان
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۸۸ - کشیدن اجل، شمشیر الوقت سیف قاطع، بر سر تاجوران سر پر، و شهادت آن بهشتیان بر دست زبانی چند، و گزاردن تیغ بر سر ایشان به خبر مشهور، که «السیف محاء الذنوب»
غم افزائی، چو عیش تنگ حالان
کژ اندیشی، چو عقل خردسالان