یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲
لبت از می چو لعل رنگ آید
نام آب خضر به ننگ آید
ننهم از کف آبگینه قدح
گرز روئینه چرخ سنگ آید
می سپارم رهی که اول گام
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۸
تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
از مصر به ری قافله قند نیاید
شیرین نشود کام من از تلخی هجران
تا بوسی از آن لعل شکر خند نیاید
گفتی که ز شیرین دهنش دیده فرودوز
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۲ - صکوک الدلیل
سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست
دبیری که بی دست و لوح و قلم
بسی مختلف نقش ها زد رقم
یکی را برازندهٔ تاج کرد
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۴ - در مدح حضرت امیر(ع)
وز آن پس لآلی ثناء شگرف
که از جان تراود نه از بحر ژرف
نثار ره دست پروردگار
حصار نبی صاحب ذوالفقار
علی آن که تا حکمتش ضم نشد
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۹ - ساقی نامه
بیا ساقی آن تیغ ساغر نیام
کزو دست جم شد خداوند جام
چه تیغ از خیال خرد تیزتر
چه تیغ از دم عشق خونریزتر
روان بر کفم نه که جمشیدوار
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۱ - برهان اول
اگر رفت رستم به مازندران
به تیغ و کمند و به گرز و سنان
پس از روزگاران به دیو سفید
سیه کرد چون شام صبح امید
تو بی تیغ و گرز و سنان و کمند
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۲ - برهان دوم
اگر رفت رستم به هاماوران
به نیروی رخش و به گرزگران
بر افراخت مردانه یال نبرد
در آن مرز رزمی دلیرانه کرد
تو از یاری تیزتک مادیان
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۵
زنی از بزرگان سامان ری
شناسند هر جا برم نام وی
یکش روز تیمار خارش فزود
بفرزند خود راه چالش گشود
پسر سست پی بود و مادر نهاد
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحهها » شمارهٔ ۶
حریم عصمت آنگه ناقه عریان سواریها
نگون باد ازهیون چرخ این زرین عماریها
سراری عز و دولت را ستیزه چرخ کرد آخر
به دل دولت به درویشی عوض عزت به خواریها
یکی چونان که نیلوفر در آب از اشک ناکامی
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحهها » شمارهٔ ۵۸
نه ز آسمان توجه نه زاختر اعتنائی
نه ز دوستان حمیت نه ز دشمنان حیائی
من بی امیر و لشکر کیم اندرین معسکر
حشم بلا ز پیشی سپه غم از قفائی
به جز از خدنگ پران به جز از وعید کشتن
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحهها » شمارهٔ ۷۲
پا منه بر طاق این فیروزه منظر آفتاب
آفتاب باز کش سر آفتاب
شرم کن از آفتاب روز محشر آفتاب
آفتاب بازکش سر آفتاب
تا نگردد از هلاک خسرو گردون مقام
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحهها » شمارهٔ ۸۰
خم شد از باد مخالف قد رعنای حسین
ای فلک وای حسین
همچو گل غرقه به خون شد رخ زیبای حسین
ای فلک وای حسین
آتشین گل کند از خون شقایق به کنار
[...]
یغمای جندقی » دیوان اشعار » سرداریه » غزلیات » شمارهٔ ۱۸
گیتی سروته مهر چه پنهان چه پدیدار
... یک لخت ولی مختلف اطوار
این سیرت...گی آکنده به خانه
و آن صورت...گی آورده به بازار
این جسته ره ذوق و همی خرقه علامت
[...]