تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
از مصر به ری قافله قند نیاید
شیرین نشود کام من از تلخی هجران
تا بوسی از آن لعل شکر خند نیاید
گفتی که ز شیرین دهنش دیده فرودوز
خاموش که در گوش من این پند نیاید
گر پیر فلک تازه کند عهد جوانی
از مادر گیتی چو تو فرزند نیاید
خرسندی وغم هر که زهم باز شناسد
الا به غم عشق تو خرسند نیاید
آب رخت از دامن البرز نخیزد
کار دلت از قله الوند نیاید
همچون زنخ و غبغب تو سیب و ترنجی
یک بار ز ساری و دماوند نیاید
شمشاد و سمن با همه زیبائی و کشی
با طلعت و بالای تو مانند نیاید
ترکی چو تو دلبند ودلاویز و دلارام
ز ایران چه که از خلخ و خوقند نیاید
نقاش که یا نقش چه کاین صورت مطبوع
غیر از قلم صنع خداوند نیاید
تا پسته نوشین تو را قند ثمر شد
در هیچ دهن نام سمرقند نیاید
بیم است که مجنون صفت آفاق بگردم
زان طره به پای دلم ار بند نیاید
طاقی به هنر از همه خوبان و ترا جفت
صد دور بدین شیوه هنرمند نیاید
یغما به دهن خاکت اگر زین غزل ازیار
جز بوسه همت جایزه ای چند نیاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و شیرینی معشوق و تأثیر او بر دل عاشق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که تا زمانی که محبوبی در دسترس نباشد، خوشی و لذت از زندگی بیمعناست. هجران و دوری از معشوق، کامش را تلخ کرده و او را به یاد بوسههای شیرین محبوب میاندازد. شاعر از زیباییهای معشوق، همچون چهره و سیرت او یاد میکند و تأکید میکند که هیچ چیز و هیچ کس نمیتواند به او نزدیک شود یا جای او را بگیرد. در نهایت، او میگوید که عشق و احساسات واقعی تنها در ارتباط با محبوب به دست میآید و نه در چیزهای دیگر.
هوش مصنوعی: تا زمانی که محبوبی که شیرینی لبخندش را دارد از بند و اسارت نرود، caravan یا قافلهای از قند و شیرینی به ری نمیرسد.
هوش مصنوعی: تلخی فراق باعث میشود که کام من شیرین نشود، تا زمانی که لبخند او را با بوسهای از آن لبهای شیرین مشاهده نکنم.
هوش مصنوعی: گفتی که به خاطر شیرینی کلامش، چشمهایم از خواب وحشتناک بیدار شده و حافظهام را خاموش کرده است؛ چرا که این نصیحتها به گوش من نمیرسند.
هوش مصنوعی: اگر آسمان دوباره جوانی را تجربه کند، از زمین هرگز فرزندی چون تو متولد نخواهد شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که خوشحالی و غم را بشناسد، به جز غم عشق تو، هرگز به خوشحالی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: آب از دامن کوه البرز نمیریزد و دلتنگیات نیز از قله الوند به سراغت نمیآید. به اصطلاح دیگر، مشکلات و نگرانیها از منابعی که انتظارش را داریم، به سراغ ما نمیآید.
هوش مصنوعی: سرو وضع تو مانند میوههای خوشمزه و دلپذیری است که از ساری و دماوند به سختی پیدا میشود.
هوش مصنوعی: در میان همه زیباییها و گلهای خوشبو، هیچکدام به زیبایی و شکوه تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: تو ای معشوق زیبا و دلربا از ایران، چه اهمیتی دارد که از خلخال یا خوقند بیایی؟
هوش مصنوعی: نقاشی که این تصویر زیبا را کشیده، جز خالق هستی نمیتواند باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که طعم خوش پستهی تو را قند میچشد، در هیچ دهانی نام سمرقند به خوبی یاد نمیشود.
هوش مصنوعی: بیم آن دارم که به خاطر جذابیت تو، دلم بیتاب شود و از آن طرف، نتوانم خودم را کنترل کنم و به دیوانگی بیفتم.
هوش مصنوعی: تو از هر نظر زیبا و هنرمند هستی، اما هیچکس به اندازه تو در هنر بینظیر نیست. هیچ هنرمندی نمیتواند به این شیوه که تو چهرهای زیبا و خاص داری، هنری بیافریند.
هوش مصنوعی: اگر در دل خاک تو، فقط بوسه ای از یار به عنوان پاداش باشد، پس هیچ چیز دیگری به ارزش این غزل نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.