لبت از می چو لعل رنگ آید
نام آب خضر به ننگ آید
ننهم از کف آبگینه قدح
گرز روئینه چرخ سنگ آید
می سپارم رهی که اول گام
رخش رستم نرفته لنگ آید
تا نگنجد در او به جز غم عشق
خوشدلم چون دلم به تنگ آید
کفن از خنجر تو خون آلود
به ز دیبای رنگ رنگ آید
باده آبی بود کز او ماهی
کام اگر تر کند نهنگ آید
نبرد ز آهوان چشم تو جان
دل به سر پنجه گر پلنگ آید
چه غم ار چاک شد گریبان ها
اگرم دامنش به چنگ آید
چون کنم ز آن دهان تنگ حدیث
شکر از خامه تنگ تنگ آید
از پی نرم کردن دل دوست
می روم تا سرم به سنگ آید
آنکه صلحش هزار خون ریزد
تا چه خیزد اگر به جنگ آید
دل من در سواد زلف تو کیست
آن مسلمان که در فرنگ آید
نشنوم وعظ تا ز کوی مغان
نوش ساقی و بانگ چنگ آید
سینه یغما سپر نمود ای کاش
که یکی تیر او خدنگ آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهی عشق، غم و زیبایی است. شاعر از لذت و زیبایی میگوید که در باده و چهره معشوق نهفته است. به نوعی اشاره به این دارد که غم عشق از شادیهای دیگر مهمتر است و از این رو دلش را به عشق و درد آن سپرده است. او همچنین به جنگ و صلح، و بهای سنگینی که عشق دارد، اشاره میکند. در نهایت، نوعی دلتنگی و نیاز به وحدت با معشوق در شعر حس میشود.
هوش مصنوعی: لبهای تو با شراب به گونهای میدرخشد که مانند سنگ قیمتی میباشد، و در مقابل این زیبایی، نام آب خضر به نظر بیارزش و ننگین میآید.
قدح شراب را کنار نخواهم گذاشت ، حتی اگر سنگ از آسمان بر سرم ببارد.
هوش مصنوعی: من راهی را به شما میسپارم که رخش، اسب رستم، حتی نخستین قدمش را نیز در آن برنداشته و بر آن لنگ میزند.
هوش مصنوعی: زمانی که دل من از غم عشق پر شود، خوشحالم که هیچ چیز دیگری در دل نیست.
هوش مصنوعی: کفن خونین تو به مراتب زیباتر از پارچههای رنگی و فاخر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: مشروب آبی بود که اگر ماهی را سیراب کند، نهنگ هم به سراغش میآید.
هوش مصنوعی: زیبایی و encantment چشمان تو به قدری است که اگر یک پلنگ خطرناک به اینجا بیاید، جان و دل من را تحت تأثیر قرار میدهد و به معنای واقعی کلمه به جنگ میافتم. این زیبایی، چنان قدرتی دارد که هر خطر دیگری در برابرش ناچیز به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: چه غمی دارد اگر گریبانها پاره شود، اگر دامنش به دستم بیفتد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از آن دهان بسته درباره شیرینیها بگویم که کلمات به سختی از قلم بیرون میآیند؟
هوش مصنوعی: برای نرم کردن دل دوست، به سفر میروم تا سرم بر سنگ بیفتد.
هوش مصنوعی: کسی که برای حفظ صلح هزاران نفر را به قتل میرساند، نتیجهاش چه خواهد بود اگر وارد جنگ شود؟
هوش مصنوعی: دل من در تاریکیهای زلف تو گم شده است. چه کسی در دیار غربت میتواند مسلمان باشد؟
هوش مصنوعی: نمیخواهم نصیحتها را بشنوم؛ بلکه دوست دارم از دنیای شاد و پر از لذت شرابنوشی و موسیقی لذت ببرم.
هوش مصنوعی: ای کاش دل من که در مقابل یغما و دزدیها قرار گرفته، از تیرهای او محافظتی داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان چو در عالم درنگ آید
خود از این رنگهاش ننگ آید
گلِ اقبال اگر به رنگ آید
دامن وصل او به چنگ آید
مشو ایمن که تنگدل گردی
چون ز دستت دلی به تنگ آید
سنگ بر باره حصار مزن
که بود کز حصار سنگ آید
تن چو از خون ثقیل سنگ آید
دل ز بار بدن به تنگ آید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.