گنجور

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱ - تمهید

 

ای برتر از آنکه عقل دراک

در راه تو دم زند ز ادراک

هر کس که بکوی وحدت آمد

قسمش همه درد و حیرت آمد

کس را بتو هیچ دسترس نیست

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱ - تمهید

 

خویشتن عارفست و معروفست

خویشتن واصفست و موصوفست

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۲ - فی نظم انیس العارفین

 

یا مغیث المذنبین معطی السؤال

یاانیس العارفین،یا ذوالجلال

ای ز عشقت هر دلی را مشکلی

وی ز شوقت در جنون هر عاقلی

در تمنای تو دل سودازده

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۳ - فی نعت سیدالمرسلین،صلوات الله و سلامه علیه

 

صدر عالم،آفتاب شرع ودین

صفوت آدم،نبی المرسلین

در دریای نبوت جان او

«لی مع الله »آیتی در شأن او

روح پاکش معدن صدق وصفا

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۴ - فی الندامة و التأسف وفیه معارف کثیرا

 

ای دریغا! عمر من بر باد شد

بر من از غفلت بسی بیدادشد

قدر نقد عمر را نشناختم

حسرتا!کین نقد را در باختم

داد غفلت روزگارم را بباد

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۵ - فی النصیحه

 

«زمرة العشاق،قد قرب الوصال »

«زبدة العشاق،لاتمشوا،تعال »

«ایها الاحباب،قوموا،لاینام »

«اشربوا من کأسه سرب المدام »

تا بکی از خویشتن غافل؟دریغ!

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۶ - الحکایه فی حقیقة النفس

 

بود زنگی زاده ای، بی دین و داد

غول غفلت داده عمرش را بباد

داشت در خم چند من دوشاب درد

از قضا موشی در آن افتاد و مرد

موش را بگرفت و بیرون کرد زود

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۷ - فی سبب انشاء الکتاب

 

بنده را در عنفوان، دور از دیار

درد غربت جمع شد با درد یار

سال عمرم بیست، یا خود بیش و کم

نور عرفان دردلم می زد علم

داشتم در کلبه احزان خویش

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۸ - فی معرفة، ماهیة النفس

 

مرحبا!ای سایل شیرین سؤال

در بیان نفس خود بشنو مقال

صانعی،کو انس و جان راآفرید

عقل ونفس وقلب وجان راپرورید

دادانسان را کمال از چار چیز

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۹ - فی صفة الاماره

 

هر دلی کو پیرو اماره شد

از بلاد معرفت آواره شد

آتش اماره هرجا بر فروخت

خرمن جانر از خشک وتر،بسوخت

گرچه نتوان گفتن اوصافش تمام

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۰ - فی معرفة العجب و الکبر و الحرص

 

یک صفت عجب آمد این اماره را

بوالعجب عفریت مردم خواره را

عجب چبود؟آنکه نفس شوم کید

خویشتن فایق نهد بر عمر و زید

وز خود اندر خویشتن دارد نظر

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۱ - فی صفة الریا

 

هر کرا قصد حریم کبریاست

دشمنش در راه دین کبر و ریاست

گربه باشد هرکه دارد این صفت

سگ به ازوی،پیش اهل معرفت

حب دنیا مظهر وصف ریاست

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۲ - حکایت

 

خارپشتی بد میان کوهسار

خویشتن را کرده پنهان زیر خار

در گریبان برده سر فارغ ز خلق

هم ز خارخویش خود را کرده دلق

در میان سنگلاخی تشنه لب

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۳ - فی معرفة الریا

 

هر کرا دلق ریا در بر بود

از سگان کوی واپس تر بود

نیست درویشی بزرق و شید و شین

تاج درویشست ترک عالمین

هرگز از دلق ریا بر سر میار

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۴ - در معرفت عالم ریایی

 

عالمی را کین صفت بر سر زند

آتش اندر دین پیغمبر زند

راه باطل پیش گیرد روز وشب

وز جدل ماند میان سوز تب

با مسلمان شود در بحث عاق

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۵ - در معرفت بخل

 

چون هوی بر حب دنیی شد مزید

بختت اندر نفس شوم آمد پدید

شبهه و شک اصل بخلست،ای پسر

باتو گویم اصلها را سربسر

حب دینی اصل شک وشبهه دان

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۶ - حکایت

 

عارفی خوش گفت با مردی بخیل:

ای بدست ناجوانمردی ذلیل

تا بخیلی چون زنان بی زهره ای

دایم از وصل خدا بی بهره ای

وصل او در بذل جانست، ای علیل

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۷ - در معرفت امل

 

کرده است از لطف خود یزدان ما

هر صفت چون گوی در چوگان ما

همچو گویی هر صفت گردان بود

لیک گردش در خور میدان بود

قدرتش چوگان و میدانش امل

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۸ - الحکایة

 

بود در گیلان سپهبد زاده ای

نیک مردی،مقبلی،آزاده ای

مملکت را پاک کرد از شر و شین

با لقب نامش: جلال الدین حسین

پادشاهی بس ارادتمند بود

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۱۹ - فی حقیقة الکون العشق والعقل والروح والقلب

 

چون نظر از ذات بیچون قدیم

برصفات خویشتن بودش مقیم

عشق را جنبش ازآنجا شد عیان

گر طلب کاری حقایق را بدان

داشت بر افعال خود دایم نظر

[...]

قاسم انوار
 
 
۱
۲