گنجور

 
سنایی غزنوی
 

عزّتِ عقل هست سوی روان

نزد روشن ضمیر پاک روان

در اضافت سوی زمانه لطیف

به اضافت به سوی عقل کثیف

اول و آخر و عزیز و ذلیل

علوی و سفلی و قبیح و جمیل

غرض امر و دایهٔ آدم

عَرَض نفس و جوهر عالم

هم ورای مراتب اسمی

هم پذیرای صورت جسمی

ذات او گشته مستدیر از نفس

جنبش او اثرپذیر از نفس

مایه و پایهٔ مدارج اسم

علت و آلت مراتب جسم

این همه عقل را مسلّم گشت

آسمان عقل و روح سُلّم گشت